رقیه دانشگری ــ 
تسخیر خیابانهای تهران و شهرستانها توسط تودههای انبوه مردم در ۱۳ شبانه روز گذشته از آغاز جنگ تحمیلی، پشت جبهۀ شکستناپذیر ایران در مصاف با سفّاکترین نظامهای جنگ افروز جهان است. تبدیل عدد ۲۲ به اسم رمز پیروزی این مردم از ۲۲ دیماه خونین تا روز قدس در ۲۲ اسفند امسال، حکایت از نامیرایی عهدی دارد که مردم انقلابی ایران با آرمانهای انقلاب خود بستهاند. حفظ استقلال و تمامیت سرزمینیشان شاخص این پیمان بزرگ تاریخی ملت ایران و رهبران کاردان آنها است.
این حضور میلیونی هوشمندانه و دائمی مردم در خیابانها نهتنها ناکارآمدی جنگ تحمیلی از سوی امپریالیسم و صهیونیسم را به چشم جهانیان کشیده است، بلکه بطلان تشبّثات این دو نظام تروریستی رو به زوال را در توسل به جنگ نرم نیز اعلام کرده است. جنگ نرم شناختی که توسط هزاران رسانه و بنگاه تبلیغاتی، نزدیک به پنج دهه از همان فردای انقلاب ایران تا کنون به گوش مردم ایران خوانده است: «آمریکا قوی است و نابخردان حاکم بر کشور، ایران را به دَمِ تیغ این قدرتمندترین ارتش دنیا داده اند»؛ یا: «این گناه حاکمان ایران است که سیاست خارجی خود را بر مدار مرگ بر این و آن تنظیم کردهاند». و یا: «چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است».
این جنگ شناختی که هدف آن بازداشتن انسان ایرانی از شناخت سیر واقعی تاریخ است، در مدت کوتاهی توسط تکتک زنان و مردان و حتی کودکانی که در گردهمآییهای خیابانی مورد مصاحبه قرار میگیرند، مهر باطل خورد. این مردم نشان دادند که برخلاف القائات رسانهای دشمن پیرامون رهبر تراشی از خارج و تسلیمپذیری ایرانیان، در برابر هرگونه دخالت خارجی در تغییر سرنوشت کشورشان ایستادهاند و به هیچ خیانتکار مزدور و وطن فروشی، امان اظهار وجود نخواهند داد.
تلاش رسانهای پرشتاب و دامن گستری که از چند دهه پیش علیه کشور ما آغاز شد، بر آن بود که با حذف حافظۀ تاریخی ایرانیان، امید را از دست مردمان این سرزمین برباید و حرکت رو به پیش آنها را عقیم بگذارد. این سپاه موذی دشمن در عرصۀ جنگ نرم، بر آن بوده است که تار و پود خرد و اندیشه در میان میلیونها ایرانی منتقد نسبت به برخی سیاستهای حکومتی را مسموم کند. هرچند رسانههای داخلی و کانونهای آگاهیرسان کشور نیز در این جنگ نابرابر، پیروز میدان نبودهاند. اما امروز که در آستانۀ تغییر توازن جهان قرار گرفتهایم ــــ تغییری که نقش ایران در آن انکارناپذیر است ــــ و جنگ بزرگی که از طرف دو رژیم فاسد و تبهکار بر ما تحمیل شده، واکنش مردم با مشتهای گره کرده به آنان اثبات می کند که نزدیک به پنج دهه مقاومت مردم ایران در برابر جنایتکارترین نظامهای سیاسی تاریخ معاصر بیهوده نبوده و امروز به ثمر نشسته است.
گروههای بزرگی از مردم ایران نهتنها در همایشهای اعجابانگیز خیابانی خود، اشراف و آگاهیشان را نسبت به مسائل سیاسی جاری در سطح داخلی و بینالمللی نشان دادند، بلکه با داوطلب شدن جهت پیوستن به مدافعان و محافظان بسیجی کشور، اعلام کردهاند که بر نقشهها و توطئههای دشمنان ایران آگاهند و میدانند که فارغ از سیاستهای غلط یا درست حاکمان ایران، آمریکا و دستنشاندۀ آن اسرائیل، از سالها پیش نقشۀ تغییر خاورمیانه را کشیدهاند. آنها به چشم سر دیدهاند و تجربه کردهاند که آمریکا در پیشبرد اهداف و برنامههای خود در شش کشور منطقه موفق بوده، اما در ایران در باتلاقی گرفتار آمده است که به برکت دفاع جانفشانانۀ نیرویهای نظامی و امنیتی ایران که مجهز به ادوات جنگی خود ساخته در داخل و سازماندهی داهیانۀ محور مقاومت در خارج از مرزهای کشورند، حاصل شده است. بیتردید، نتیجۀ نهایی این جنگ تحمیلی، شکست برنامههای آمریکا علیه ایران و مردم منطقه و در هم شکستن هیمنۀ امپریالیسم در اذهان مردم دنیا خواهد بود. این شکست سرآغاز فروپاشی نظم سیاسی مبتنی بر برتریطلبی و جنگافروزی و ترور و تعدی و تجاوز است.
اینک تحلیلگران دلسوز کشور، هشدار میدهند که پس از این جنگ ویرانگر، ایجاد جنگ داخلی و تجزیۀ ایران در دستور کار جنگ افروزان خواهد بود. اما باید گفت که نه ایران اولین و آخرین کشور در این نبرد داخلی است و نه در تاریخ خود با چنین پدیدۀ خطرناکی کم روبرو بوده است. شک نکنیم که مردم دلاور ایران امروز آگاهتر و پرتجربهتر از آنند که بگذارند کشورشان راه عراق و لیبی و سوریه را برود.
در این نبرد سرنوشتساز که ایران هدفی جز بیرون راندن آمریکا از منطقه و حفظ تمامیت سرزمینی خود ندارد، بر بازپس گرفتن اراضی اشغالی و مقاومت مردم منطقه در برابر آمریکا و اسرائیل نیز کمک شایانی خواهد کرد. در پایان این نبرد تاریخی، که نقطۀ عطفی است در تغییر صفآرایی و توازن قوای جهانی، ننگ و نفرت ابدی دامنگیر خائنان و وطنفروشانی خواهد شد که زمینهساز این جنگ اهریمنی علیه کشور ما بودهاند. اگر در جنگ تحمیلی هشتساله از سوی رژیم صدام حسین به ایران، امثال مسعود رجوی و سازمان او رسوای جهان و منفور ابدی مردم ایران شدند، این بار جیرهخواران صهیونیستها چون رضا پهلوی و بیعتکنندگان او، از هر نیروی سیاسی که باشند، منفور و مغضوب ابدی ایرانیان خواهند بود.
با ایمان به پیروزی!