مصاحبه با بهمن آزاد، رئیس شورای صلح ایالات متحده: مقاومت ایران در برابر حملهٔ آمریکا و اسرائیل

منبع: رادیو «گزارش دستور کار سیاهان» (Black Agenda Report)

تاریخ مصاحبه: ۱۹ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۰ صبح نیویورک
تاریخ پخش: جمعه، ۲۰ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۱ صبح نیویورک

مارگارت کیمبرلی: شما به رادیو «گزارش دستور کار سیاهان» گوش می‌دهید. من مارگارت کیمبرلی هستم. مهمان ما بهمن آزاد، رئیس شورای صلح ایالات متحده، است. او از نیوجرسی به ما می‌پیوندد تا دربارهٔ حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد صحبت کند. از آن تاریخ، آمریکا و اسرائیل رهبران ایرانی را ترور کرده‌اند، مدارس، خانه‌ها و دیگر اهداف غیرنظامی را بمباران کرده‌اند، که مصداق جنایات جنگی است. اما ایران یک قدرت نظامی است که به اسرائیل و دارایی‌های آمریکا در منطقه ضربه زده است. بهمن آزاد تحلیل این رویدادها را ارائه می‌دهد.

بسیار از شما سپاسگزارم که دوباره آمدید.

بهمن آزاد: از دعوت دوبارهٔ شما سپاسگزارم، مارگارت. قدردانم.

م. ک: ما در فوریه صحبت کردیم، زمانی که کاملاً روشن بود حمله قریب‌الوقوع است، اما هنوز آغاز نشده بود. اما آمریکا با کشتن رهبر عالی علی خامنه‌ای و اعضای خانواده او و دیگران شروع کرد، و با بمباران یک مدرسه در شهر میناب، و هدف قرار دادن یک شناور ایرانی که از رزمایش دریایی در هند بازمی‌گشت. آمریکا از یک پیروزی فوری سخن گفت، اما این به‌وضوح چنین نیست. دربارهٔ شرایط در ایران و وضعیت این درگیری برای ما بگویید.

ب. آ: خب، اگر به‌یاد بیاوریم، آن‌ها جنگ ۱۲روزه‌ای را با موجی از ترور رهبری شروع کردند ــــ تلاش برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای، و سپس همچنین موفق شدند تعداد قابل‌توجهی از رهبران عالی سپاه پاسداران را ترور کنند. از آن زمان، بلافاصله فکر می‌کنم یک تصمیم و جلسه اضطراری گرفته شد، و تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، چیزی را که «فرماندهی موزاییکی» نامیدند ایجاد کردند، که به‌معنای یک ساختار رهبری چندلایه است که تا سه یا چهار لایهٔ جانشین تعیین شده است، و آن‌ها از آن زمان تاکنون مطابق آن طرح عمل کرده‌اند. و به نظر می‌رسد تلاش‌های دولت‌های اسرائیل و آمریکا برای حذف رهبری عالی یا محروم کردن ایران از رهبری، به‌وضوح به دلیل این سیستم جدید رهبری که در ایران ایجاد شده، موفق نبوده است.

خب، ایدهٔ جنگ واقعاً جز نوعی شکست چیز دیگری نبود. از نظر نظامی، آن‌ها می‌خواستند ایران را کاملاً نابود کنند، و هنوز هم همین را می‌خواهند. و این هدف است، به دلایل مختلف، از جمله اینکه ایران چالش اصلی برای اسرائیل به‌عنوان یک انحصار قدرت در منطقه است. این یکی. اما ایران همچنین یک کشور حیاتی در حرکت جنوب جهانی به سوی یک جهان چندقطبی است، و نوعی ستون آن حرکت است، و از این نظر، ضربه زدن به ایران کلید ضربه زدن به چین و روسیه در آن مبارزه جهانی است. بنابراین آن‌ها اکنون مصمم به نابودی ایران هستند.

اما همان‌طور که در این چند روز، یا بیش از یک هفته، دیده‌اید، ایران مقاومت کرده است، نه‌تنها صرفاً مقاومت، بلکه همچنین توانسته است وضعیت بسیار بحرانی برای این نیروها ایجاد کند، هم برای آمریکا و هم برای اسرائیل. و همچنین برای برخی از متحدان آمریکا در منطقه، که از پایگاه‌ها و سرزمین‌هایشان به‌عنوان سکوی پرتاب برای حمله به ایران استفاده می‌شود. بنابراین، ایران خسارات زیادی به این نیروها وارد کرده است، و به نظر می‌رسد که در واقع همهٔ تحلیلگران سیاسی، نظامی، و اجتماعی و رسانه‌‌ای را غافلگیر کرده است که چگونه ایران نه‌تنها از حملات جان سالم به در برده، بلکه به شکلی بسیار مؤثر پاسخ داده است.

و اکنون، با این حمله به پالایشگاه گاز ایران دیروز، و پاسخ ایران به این اقدام، اقدام غیرقانونی علیه پالایشگاه گاز قطر، بزرگ‌ترین پالایشگاه گاز جهان، جنگ به سمت سطح گسترده‌تری حرکت می‌کند که شامل نبرد اقتصادی نیز می‌شود. از این نظر، من مطمئنم که آمریکا و غرب، صرف‌نظر از هر تفاوتی که میان قدرت‌های نظامی امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها و ایران وجود دارد، بازنده خواهند بود. بنابراین، به نظر من ایران، اگر بتواند از این موج حملات جنایتکارانه جان سالم به در ببرد، در نهایت پیروز خواهد شد.

م. ک: شما به تأثیر اقتصادی این درگیری اشاره کردید. ایران تنگهٔ هرمز را بسته است، مسیر انتقال نفت به سراسر جهان. خب، تنگه هرمز را بسته. اما اجازه عبور کشتی‌ها را اگر به ارز چین پرداخت کنند می‌دهد. دربارهٔ اهمیت تنگهٔ هرمز و تأثیر اقدام ایران برای ما بگویید. تأثیر آن بر منطقه و بر نظام مالی جهانی چیست؟

ب. آ: البته، می‌دانید، قطر و برخی از این امارات در منطقه مراکز خدمات بانکی و مالی برای امپریالیسم غرب هستند. و می‌دانید که آن‌ها یکی پس از دیگری در حال بستن بانک‌ها و مؤسسات مالی چندملیتی در خاک خود هستند. این یکی. دوم، می‌دانید و به‌طور کلی شناخته شده است که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل عرضهٔ گاز و نفت جهان از تنگهٔ هرمز عبور می‌کند و این یک آبراه بسیار باریک است که در برخی مناطق عمق کمی نیز دارد. و در واقع، کشتی‌ها، از بسیاری جهات، مسیر حرکت‌شان باید بسیار نزدیک به آب‌های مرزی ایران باشد، و این باعث می‌شود عبور برای بسیاری از کشتی‌ها بسیار خطرناک باشد.

البته ایران گفته است که به دولت‌های دوست اجازه می دهد محموله‌هایشان عبور کند. اما این اضافه شدن پرداخت به یوان، صرفاً یک افزودهٔ جدید به تصمیم قبلی است که فقط برای دولت‌های دوست باز است و نه برای دشمنان، و اکنون این شرط اضافی را نیز به آن اضافه کرده‌اند. اما نکته این است که جایگزین‌های زیادی برای تنگه هرمز وجود ندارد. مسأله این است که اگر یمنی‌ها نیز بتوانند مسیر عبور نفت و گاز را از سمت خود ببندند، آنگاه یک بحران بسیار بزرگ برای قدرت‌های غربی ایجاد خواهد شد، زیرا عرضه به‌شدت کاهش خواهد یافت و قیمت‌ها به‌شدت افزایش خواهد یافت. همین حالا، قیمت نفت از دیروز به ۱۱۰ دلار رسیده و دربارهٔ افزایش ۵۰ درصدی قیمت گاز طبیعی صحبت می‌شود.

اما این هنوز یک جنگ اقتصادی کامل نیست. هنوز به‌طور کامل آغاز نشده، اما به نظر می‌رسد در آن جهت حرکت می‌کند. من خبری خواندم که امروز، جایی، هنوز تأیید نشده، که دولت ترامپ تهدید کرده و خواستار آن شده که ایران با آتش‌بس موافقت کند وگرنه کاملاً نابود خواهد شد. بنابراین، به نوعی، در کنار تهدیدها، اکنون درخواست آتش‌بس هم مطرح می‌شود. باید دید چه می‌شود.

م. ک: به نظر می‌رسد که در حالی که آمریکا، به‌درستی می‌توان گفت، قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است، اما محدودیت‌هایی هم دارد. آمریکا مقدار زیادی تجهیزات نظامی و موشک به اوکراین داده است، و این درگیری همچنین فساد پیمانکاران دفاعی را نیز آشکار می‌کند که میلیاردها دلار دریافت می‌کنند اما بسیار کمتر از آنچه تصور می‌شد تولید می‌کنند. بنابراین، به نظر می‌رسد این تهدیدها می‌تواند واقعی باشد، اما همچنین می‌تواند صرفاً لاف‌زنی باشد. تشخیص آن دشوار است، این‌طور نیست؟

ب. آ: بله، اما نکته این است که به نظر می‌رسد ایرانی‌ها، از ابتدا، یعنی از زمانی که پاسخ‌گویی را آغاز کردند، آماده هستند که بمباران شوند و نابود شوند، اما حاضر به تسلیم نیستند. بنابراین، آماده‌اند تا انتها پیش بروند. به نظر می‌رسد این سیاست و رویکرد آن‌ها است. حالا دولت ترامپ یا امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها می‌توانند واقعاً ایران را به‌شدت بمباران کنند، و شروع هم کرده‌اند. حتی به بناهای تاریخی که تحت پوشش سازمان ملل به‌عنوان آثار تاریخی ثبت شده‌اند حمله می‌کنند. آن‌ها حتی آن مناطق را هم بمباران می‌کنند. بنابراین می‌خواهند ایران را از نظر خودشان با خاک یکسان کنند.

اما هدفشان چه بود؟ البته کشورهایی بوده‌اند که ویران شده‌اند و دوباره ساخته شده‌اند، مانند ویتنام و دیگران. این مسأله‌ای نیست. سؤال این است که آیا آن‌ها توانسته‌اند به هدف خود برسند؟ یا خواهند توانست؟ واقعیت این است که نخواهند توانست، زیرا انتظار داشتند به‌سرعت دولت ایران را سرنگون کنند یا کشور را تجزیه کنند، یا یک قیام داخلی ایجاد کنند، نوعی انقلاب مخملی یا چیزی شبیه آن. هیچ‌کدام از این‌ها اتفاق نیفتاده است.

و اگر ایران از این وضعیت جان سالم به در ببرد ــــ و از نظر من خواهد برد ــــ با وجود تمام ویرانی‌هایی که ممکن است به‌دست آمریکا و اسرائیل رخ دهد، ایران از نظر سیاسی، ایدئولوژیک، و اجتماعی از این وضعیت عبور خواهد کرد. و اگر از آن عبور کند، به این معنا است که آمریکا در هدف خود شکست خورده است، اسرائیل شکست خورده است. و به نظر من، اگر این اتفاق بیفتد، نتیجهٔ آن تغییر کامل توازن قوا در منطقه به‌نفع ایران، و در سطح جهانی به‌نفع جهان چندقطبی خواهد بود؛ هیچ شکی در این ندارم. و فکر می‌کنم این از هم‌اکنون نیز یک شکست برای آمریکا بوده است، صرف‌نظر از اینکه از نظر نظامی چه کاری انجام دهد.

م. ک: در حالی که ترامپ تهدید می‌کند ایران را نابود کند ــــ و همه ما می‌دانیم که زبان او را چگونه توصیف کنیم دشوار است ــــ اما گزارش‌هایی هم وجود دارد که آمریکا از طریق کشورهای ثالث برای مذاکره با ایران تماس گرفته است، اما این مذاکرات رد شده‌اند. چرا؟

ب. آ: چگونه می‌توان از مذاکره صحبت کرد وقتی شما دو دور مذاکره داشته‌اید که تقریباً به توافق رسیده بود ــــ که البته به‌معنای موافقت کامل ایران با محتوای آن نبود، زیرا تحت فشار بود ــــ اما در عین حال ایران تا حد ممکن پیش رفت تا از جنگ جلوگیری کند. دو دور مذاکره، و درست در میانهٔ آن، بمباران آغاز می‌شود. آیا می‌توان اعتماد کرد که بار سوم متفاوت خواهد بود؟ این ماهیت امپریالیسم است.

واقعیت این است که ما، به‌عنوان ایرانیان یا کشورهای جنوب، ماهیت امپریالیسم را بسیار خوب می‌شناسیم. اما آمریکا همیشه از زمان جنگ جهانی دوم برنامه‌های امپریالیستی خود را در پوششی زیبا، در لفافه‌ای براق، تحت نام دموکراسی، حقوق بشر و غیره پنهان کرده و آن را به مردم تحمیل کرده است. بسیاری از مردم در غرب این را پذیرفته‌اند. اما اکنون ترامپ این کار را بدون هیچ پوششی انجام می‌دهد. آن‌ها آن‌قدر مستأصل شده‌اند که حتی نمی‌توانند ظاهر زیبایی برای اقدامات خود ایجاد کنند. آن‌ها آشکارا عمل می‌کنند. و فکر می‌کنم همهٔ جهان اکنون درک کرده است که امپریالیسم آمریکا چیست و صهیونیسم چیست. دیگر راه بازگشتی برای آن‌ها به جایگاه قبلی وجود ندارد؛ آن‌ها در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای کاملاً بازنده خواهند بود.

م. ک: شما به تاریخچه تجاوزات آمریکا اشاره کردید، که اغلب با سکوت یا همراهی کشورهایی روبه‌رو شده که می‌توانستند جلوی آن را بگیرند. حقوق بین‌الملل بی‌معنا شده است….

ب. آ: بله، همین‌طور است. اما باید درک کنیم که نقض حقوق بین‌الملل تنها راهی است که آمریکا می‌تواند حتی تلاش کند هژمونی خود را حفظ کند. تنها راه این است که تمام قوانین بین‌المللی، حقوق بشر و هر چیز دیگری را زیر پا بگذارد. اما نکته این است که توازن قوا در جهان هنوز آن‌قدر تغییر نکرده که کشورها بتوانند از نظر نظامی به آمریکا پاسخ دهند. ما در یک مرحلهٔ گذار هستیم که در آن آمریکا در حال از دست دادن کنترل خود بر امور جهانی است، اما نیروهای جایگزین هنوز به‌اندازهٔ کافی قوی نشده‌اند تا خلأ را پرکنند.

اما این به‌معنای ناتوانی این نیروها نیست، بلکه واقعیت شرایط کنونی است. و با این مسیری که آمریکا آغاز کرده، در واقع روند این گذار را تسریع می‌کند. در حالی که تلاش می‌کند هژمونی خود را حفظ کند، در واقع به نابودی خود کمک می‌کند. به نظر من، نیروهایی که با آمریکا مقابله می‌کنند، مانند چین و روسیه، با نوعی صبر ــــ آن چیزی که رهبر شهید انقلاب ایران «صبر استراتژیک» نامیدند ــــ عمل می‌کنند، زیرا می‌بینند آمریکا در حال فرو رفتن است و نمی‌خواهند خودشان را همراه آن به سقوط بکشانند. آن‌ها کمی فاصله می‌گیرند و منتظر می‌مانند تا آمریکا بیشتر خود را نابود کند. این برداشت من است. ممکن است اشتباه کنم، اما چنین احساسی دارم.

م. ک: این کاملاً منطقی و قابل درک است. اما من هنوز نگران هستم، چون ایالات متحده، حتی در حالی که این توازن قوا در حال تغییر است، همچنان بسیار قدرتمند است و می‌تواند خسارت زیادی وارد کند.

ب. آ: بله، قطعاً. من فکر می‌کنم یک نکته این است که آن‌ها یک تصمیم آگاهانه گرفته‌اند؛ اگر به این تقابل نگاه کنید، ایالات متحده از نظر نظامی دست بالا را دارد و بقیهٔ جهان از نظر اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک، اخلاقی و همه چیزهای دیگر، در طرف مقابل قرار دارند. بنابراین، ما نمی‌خواهیم میدان نبرد به‌طور یک‌جانبه توسط ایالات متحده به عرصهٔ نظامی کشیده شود، چون اگر اجازه دهیم این اتفاق بیفتد، خسارات زیادی خواهیم داشت. بنابراین، آن‌ها تلاش می‌کنند از این کار اجتناب کنند، تا به آمریکا فرصت استفاده از مخرب‌ترین سلاح‌هایش علیه جهان را ندهند. این همان چیزی است که آن‌ها تلاش می‌کنند انجام دهند.

م. ک: من سؤالی درباره این ترورها که به آن‌ها حملات «قطع سر» گفته می‌شود دارم. رهبر عالی در همان روز اول، فقط چند روز پیش، کشته شد. علی لاریجانی، که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، نیز همین چند روز پیش کشته شد، و این یک حمله اسرائیلی بود. و طبق معمول، افراد زیادی دیگر را هم کشتند. چگونه ــــ و مطمئنم این در ایران هم نگرانی ایجاد کرده ــــ چگونه از مردم خود محافظت می‌کنند، در حالی که با چنین دقتی هدف قرار می‌گیرند؟ آیا ترسی از نفوذ، از کمک داخلی، نوعی خائن وجود ندارد؟ در ایران چه تصوری دربارهٔ این اتفاق وجود دارد و چگونه می‌توان جلوی آن را گرفت؟

ب. آ: خب، شما درست می‌گویید، این نگرانی وجود دارد. همهٔ ما دربارهٔ این وضعیت نگران هستیم، هیچ شکی در آن نیست. اما برخی سوءتفاهم‌ها هم در اینجا وجود دارد. بدون تردید، نفوذی‌ها، عوامل، و انواع اشکال نفوذ وجود دارند و همه این‌ها در جریان است. آن‌ها از ابتدای جنگ، از همان جنگ ۱۲روزه، با این مسائل مقابله کرده‌اند و برخی از این سوراخ‌های امنیتی را که وجود داشته، بسته‌اند. اما مسأله این است که اسرائیل و آمریکا تلاش می‌کنند این‌طور نشان دهند که کنترل کامل وضعیت امنیتی داخل ایران را دارند، و همچنین در زمینه جمع‌آوری اطلاعات و دقت در ترورها دست بالا را دارند؛ که ممکن است تا حدی درست باشد ــــ آن‌ها فناوری دارند، سیستم‌های ارتباطی دارند، عوامل داخلی دارند، و در همهٔ کشورها هم دارند. اگر یادتان باشد، حتی دفتر صدراعظم آلمان را هم مدت‌ها پیش شنود می‌کردند. بنابراین همهٔ این‌ها در حال وقوع است و آن‌ها فناوری انجام این کار را دارند.

اما یک نکته را پنهان می‌کنند، و به‌ویژه در مورد آنچه درباره لاریجانی اتفاق افتاد. و آن این است که مشخص شد اگر آمریکا و اسرائیل فکر کنند که ۵۰ مکان وجود دارد ــــ ۵۰ مکان احتمالی با درجات مختلف احتمال ــــ که ممکن است فردی مثل لاریجانی در یکی از آن‌ها باشد، آن‌ها تنها به سراغ مکانی که بیشترین احتمال را دارد نمی‌روند. آن‌ها هر ۵۰ هدف را هم‌زمان می‌زنند، با این امید که در یکی از آن‌ها او را پیدا کنند. و این بار هم همین کار را کردند. آن‌ها شش یا هفت مکان مختلف را هم‌زمان بمباران یا منفجر کردند، به امید این‌که او در یکی از آن‌ها باشد. بنابراین، این چیز زیادی دربارهٔ دقت عملیات به شما نمی‌گوید، هرچند آن‌ها می‌خواهند چنین برداشتی را منتقل کنند. اما مسأله این است که این یک شیوهٔ جنایتکارانه ــــ یعنی جنایتکارانه‌تر ــــ برای انجام کارها است، چون در شش مکان دیگر، افراد بی‌گناه بدون هیچ دلیلی کشته می‌شوند، فقط برای اینکه آن‌ها حاشیهٔ خطای خود را کاهش دهند. مثل این است که برای از بین بردن یک پایگاه نظامی، یک شهر را بمباران فرشی کنید.

م. ک: بله، بله. و از شما ممنونم که این زمینه را اضافه کردید. اما من همچنین فکر می‌کنم که این کار توانایی آن‌ها را برای ایجاد ترس هم افزایش می‌دهد. فکر می‌کنم تروریسم بخشی از دستور کار آن‌ها است….

ب. آ: عنصر کلیدی آن است؛ این عنصر کلیدی آن است. با شما موافقم.

م. ک: ما دربارهٔ حمله به پالایشگاه قطر ــــ یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های جهان ــــ صحبت کردیم. و این دولت‌های خلیج فارس، این پادشاهی‌های متحد غرب، نیز در حال آسیب دیدن هستند. و البته، به نظر من ایران حق دفاع از خود را دارد، حق انجام این کار را دارد. اما آیا این پادشاهی‌ها نمایندهٔ مردم خود هستند؟ آیا با مخالفت داخلی روبه‌رو نیستند؟ باید اعتراف کنم که دربارهٔ نوع مخالفت‌هایی که با آن مواجه‌اند و اینکه بیان مخالفت تا چه حد آسان است، آگاهی کمی دارم. آیا این احتمال وجود دارد که توسط مردم خودشان سرنگون شوند؟

ب. آ: بله، این پادشاهی‌ها هرگز، هرگز و در هیچ شرایطی، هیچ پایگاه مردمی نداشته‌اند. این‌ها ساختارهای مصنوعی هستند که توسط نیروهای امپریالیستی غرب برای کنترل منطقه ایجاد شده‌اند. بدون تردید. اگر به یاد داشته باشید، در زمان انقلاب ایران، به محض این که انقلاب ایران آغاز شد و به پیروزی رسید، قیام‌هایی در عربستان سعودی و در عراق رخ داد. یکی از دلایلی که صدام می‌خواست انقلاب ایران را شکست دهد این بود که در داخل کشور خود با مخالفت روبه‌رو بود؛ یک انقلاب در حال شکل‌گیری در جامعهٔ عراق بود. و در منطقه نیز اکنون ما شاهد قیام‌هایی در برخی از این پادشاهی‌ها هستیم، و آن‌ها واقعاً از این موضوع نگران هستند. بدون شک، اگر بیش از حد در حمایت از ایالات متحده پیش بروند، با مخالفت داخلی مواجه خواهند شد، و این یکی از مسائل و معضلاتی است که با آن روبه‌رو هستند. اما می‌دانید، آن‌ها جرأت یا ارادهٔ مقابله با خواسته‌های آمریکا را ندارند. اما مطمئنم اگر تصمیم به خودشان واگذار می‌شد، بسیاری از آن‌ها، از ترس واکنش ایران، ترجیح می‌دادند از این وضعیت دور بمانند. اما چه می‌توانند بکنند؟ پایگاه‌های آمریکا در خاک آن‌ها است. آمریکا از آن‌ها نمی‌پرسد که آیا اجازه دارد از این پایگاه‌ها استفاده کند یا نه. بدین ترتیب، آن‌ها خودشان در این وضعیت گیر افتاده‌اند ــــ بهای بندگی را می‌پردازند.

م. ک: بله، همین‌طور است. آن‌ها اشغال شده‌اند و دولت‌های وابسته و دست‌نشانده هستند، و اکنون بهای آن را می‌پردازند، درست است. من به‌طور مختصر به نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اشاره کردم که چند روزی است دیده نشده، و آن‌ها این ویدئوهای عجیب را منتشر می‌کنند و ادعا می‌کنند که او زنده است. و خب، همهٔ آن‌ها تا حدی جعلی هستند. آیا ممکن است که او در یک حملهٔ ایرانی کشته شده باشد؟

ب. آ: دربارهٔ این موضوع در ایران و در همه جا شایعاتی وجود دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند آن را تأیید یا رد کند. البته ما امکانات چنین کاری را هم نداریم. اما همین بحث‌ها در داخل کشور هم در جریان است و در همه محافل مطرح است که او دیده نشده است. دربارهٔ اولین ویدئوی جعلی که منتشر شد، می‌گفتند او شش انگشت داشته ــــ که جالب بود ــــ و این‌گونه فهمیدند که جعلی است. گفتند که برادرش کشته شده، و می‌گفتند برادرش همیشه در جلسات کابینه جنگ با او شرکت می‌کرده. شایعهٔ نسبتاً قوی‌تری وجود دارد که برادرش کشته شده است. دربارهٔ خودش، نمی‌دانم.

م. ک: و در پایان، می‌دانم که فردا اولین روز بهار است و آغاز جشن نوروز در ایران. بله، درباره اهمیت آن برای ما بگویید.

ب. آ: خب، نوروز سنت تاریخی سال نو ایرانی است که همیشه با اولین روز بهار هم‌زمان است. این همیشه نوعی مناسبت برای انسجام و وحدت ملی مردم ایران بوده است و همواره به‌عنوان نیرویی برای وحدت، میهن‌دوستی، و غرور ملی در ایران عمل کرده است. و این بار، همان‌طور که می‌دانید، بر اساس استراتژی آمریکا و اسرائیل برای ایجاد هرج‌ومرج در داخل کشور از طریق این به‌اصطلاح تحریک‌کنندگان و عوامل، که چند ماه پیش و چند هفته پیش از آن‌ها استفاده کردند، برای جلوگیری از آن، یکی از دستورات رهبر عالی، آیت‌الله خامنه‌ای، و همچنین آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر سوم، این بوده که مردم در خیابان‌ها باقی بمانند.

و از آن زمان، اگر به یاد داشته باشید، اکنون هر روز تظاهرات میلیونی در ایران در جریان است. و حالا نوروز به ابزار دیگری برای نشان دادن وحدت ملی و حمایت از دولت و استقلال و آزادی و انقلاب ایران بدل شده است. بنابراین مطمئنم که فردا باشکوه‌ترین جشن نوروز در ایران برگزار خواهد شد، چیزی که هرگز پیش از این اتفاق نیفتاده است. در این مورد مطمئن هستم.

م. ک: متشکرم. بسیار متشکرم که به ما پیوستید.

ب. آ: من هم از شما متشکرم، رفیق مارگارت. افتخار بزرگی بود.

م. ک: و این بهمن آزاد، رئیس شورای صلح ایالات متحده، بود که دربارهٔ حمله آمریکا و اسرائیل به ایران صحبت کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *