اول ماه مه امسال، برای کارگران ایران نه موسم جشن، که لحظهای تاریخی برای ایستادگی و بازاندیشی است.
ما در حالی به استقبال این روز میرویم که سرزمینمان هفتههاست در معرض آتش جنگ و ویرانگری قرار گرفته است؛ کارخانهها و مراکز تولید، زیرساختهای حیاتی، مدارس، بیمارستانها و خانههای مردم هدف حمله بودهاند و جمعی از شریفترین فرزندان این خاک ─کارگران، معلمان، پرستاران، نیروهای امدادی و مردمان بیدفاع─ یا جان باختهاند یا رنج جنگ و آوارگی را بر دوش میکشند.
آنچه این رنج را عمیقتر و جانسوزتر میسازد، گسترش دامنه خشونت به حریمهایی است که باید پناه زندگی و امید باشند؛ از مدرسه و درمانگاه تا مأموریتهای غیرنظامی، جایی که بیگناهان، بیهیچ نسبتی با جنگ، قربانی میشوند و خاطرهای تلخ در وجدان جمعی یک ملت برجای میگذارند.
در چنین زمانهای، کارگران ایران صرفاً قربانیان جنگ نیستند؛ آنان ستونهای استواریاند که حیات اجتماعی و امید به آینده بر دوش آنان استوار مانده است. همانانی که دیروز چرخ تولید را با دستان خود به گردش درمیآوردند، امروز نیز با همان صلابت، در کنار دیگر فرزندان این سرزمین، پرچم همبستگی و پایداری را برافراشته نگاه داشتهاند.
اول ماه مه ─روز جهانی همبستگی کارگران─ امسال برای ما معنایی ژرفتر یافته است:
همبستگی، نه فقط برای نان و کار، بلکه برای بقا؛
نه فقط برای معیشت، بلکه برای استقلال و کرامت انسانی.
ما با گرامیداشت یاد آیتالله شهید سیدعلی خامنهای و جمعی از فرماندهان نظامی که در نخستین روزهای این جنگ، در آستانه دفاع از میهن، جان خویش را نثار کردند ─ رویدادی که به نشانهای از آغاز فصل تلخ این روزگار در حافظه جمعی ما نقش بست─ و نیز با ادای احترام به همه جانباختگان این ایام سخت، از کارگران و زحمتکشان تا معلمان، پرستاران، نیروهای امدادی و دیگر مردمان این سرزمین، بر این باور استوار پای میفشاریم که اراده یک ملت، در برابر طوفان ویرانی و خشونت، نهتنها فرو نمیشکند، بلکه استوارتر و آگاهانهتر قد برمیافرازد.
کارگران، معلمان، پرستاران و همه زحمتکشان ایران، امروز یکدل و یکصدا ایستادهاند؛ نه فقط برای دفاع از زندگی و سرزمین، بلکه برای پاسداری از شأن انسانی و آیندهای که باید دوباره ساخته شود.
اول ماه مه امسال، روز پیمان است─
پیمان برای ایستادن،
برای ساختن،
و برای برپا داشتن آیندهای که از دل این رنجها، با همبستگی، آگاهی و پایداری، سربرخواهد آورد.