شرایط آبستن وقایع بسیار خطیرتری است

سیروس کمال ــ 

اینک بیش از چهار ماه از آغاز تجاوز امریکا و اسرائیل به خاک ایران و ترور و قتل رهبر انقلاب ایران، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، همبستگان و نوه چهارده ماهه ایشان می‌گذرد، و تشریفات و مراسم خاکسپاری آنان با حضور شخصیت‌ها و هیأت های متفاوت از کشورهای مختلف در حال انجام است.

به موازات این مراسم، پیام های ارسالی از طرف مسئولین سیاسی ایران و آمریکا حاکی از توافق در پیشبرد «مذاکرات» و تفاهم‌نامه، و مهلت دادن به دیگری برای اخذ مواضع «سازنده‌تر» است، مقاله نیویورک تایمز مبنی بر اینکه دولت نتانیایو قصد ترور دو عضو ارشد هیأت مذاکره‌کننده ایران، آقایان قالیباف و عراقچی، را داشته و دولت آمریکا مسئولان ایرانی را از این سوءقصد آگاه کرده، و فرصت هفت روزه ترامپ در عدم بمباران ایران برای اجرای مراسم، و سکوت مسئولان ایرانی در قبال این ادعاها، نشانه‌ای از نوعی تفاهم برای پیشبرد مذاکرات است. لیکن مراسم پیشِ رو، و مهلت باقیمانده برای ادامه مذاکرات تفاهم نامه، آبستن وقایع بسیار خطیرتری است.

در این چند روز پیش رو برای اجرای مراسم، و مهلت باقیمانده برای مذاکرات، صف‌بندی‌هایی میان مبارزان خستگی‌ناپذیر نیروهای انقلابی، که عصاره خواسته‌های آنان در گفته‌ها و رفتار و کردار آقای خامنه‌ای تبلور می‌یابد، با نیروهایی که در مقابل انقلاب ایستاده و خواستار قرار دادن ایران در مدار جهان سرمایه‌داری و آمریکا پرستی هستند، در پیش است.

خواسته های برحق و تحقق‌نیافته مردم ستم‌کشیده طی این چهل و هشت سال، و محرومیت‌ها و ظلم‌های اعمال شده طی این جنگ، باعث فشرده شدن صفوف این طبقه رنجدیده در مقابل نیروهای دیگر نئولیبرال و الیگارش‌ها، که خواستار سازش بی‌چون‌وچرا با آمریکا هستند خواهد شد. این تضاد، نه در طول مذاکرات طی این چند هفته آینده، بلکه پس از آن با پیروزی نسبی یکی از دو طرف با شدت ادامه خواهد داشت.

البته جامعه آمریکا نیز با وضعیت مشابهی روبه‌رو است. طی چهار سال اخیر، جنگ اوکراین، هفتم اکتبر، آدم‌ربایی در ونزوئلا، حمله غیرقانونی به ایران، شروع بحران اقتصادی، و وقایع دیگر ناشی از این رویدادها، باعث تعمیق هرچه بیشتر شکاف در جامعه امریکا و نیروها و احزاب آن شده است.

البته هیأت حاکمه امریکا از شکاف موجود در درون حاکمیت ایران و چندپاره شدن جامعه خود به‌خوبی واقف است، و از این‌رو تمام تلاش خود را می‌کند تا ایران را تحت فشار گذاشته و از تمام اهرم‌ها ــــ جنگ، تحریم، تهدید، ایجاد اغتشاش، فشار سیاسی ـ دیپلماتیک ــــ استفاده کند تا به خواسته‌های خود که استیلا بر ایران و منطقه است نایل آید.

امید است نیروهای انقلابی، مردم در صحنه، و طبقه ستم‌کشیده طی این چهل و هشت سال، در این چند روز باقیمانده پیام های روشن و خواسته‌های به‌حق خود را به گوش مسئولان و سکان‌داران کشتی نجات ایران برسانند.

مبارزات مردم ایران اولین مبارزه علیه استیلا و امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا نبوده و آخرین مبارزه نیز نخواهد بود. اما چند هفته آینده می‌تواند نقطه عطفی در سرنوشت آتی ایران باشد. امید که، دیر یا زود، مبارزات مردم ایران و تمام خلق‌های تحت ستم سرمایه به برچیدن بساط ظلم و فروپاشی جهان پوسیده سرمایه‌داری بینجامد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *