نویسنده: رقیه دانشگری —
آمریکا پس از ناکامی در پیشبرد اهداف خود با تحمیل دو جنگ اخیر بر کشور ما، جنگ ترکیبی سنگینتر و همهجانبهتری علیه ایران را آغاز کرده است. در این تبهکاری، اتاقهای فکر صهیونیست ها نیز فعالتر از گذشته در کنار آمریکا قرار دارند.
مؤلفههای احتمالی این جنگ ترکیبی به قرار زیر خواهد بود:
در داخل:
- تشدید فشار اقتصادی بر ایران از راههای مختلف و از جمله تشدید و گسترش تحریمها جهت فرسودن اقتصاد ایران و تشدید نارضایتی ها.
- تقویت صداها و برنامههای ضدمردمی اقتصادی در داخل ایران از مجاری دولتی، مانند گرانسازی ، تضعیف پول ملی، ایجاد قحطی مصنوعی، تبلیغ ناتوانی و اضطرار مالی، تولید یأس و نومیدی در میان مردم ، ایجاد امیدهای کاذب نسبت به شوک های اقتصادی .
- تقویت گسلهای اجتماعی از راه دوقطبی سازیهای تصنعی، فعال کردن کانونهای شورشی قومی، سازماندهی هستههای تروریستی در داخل، و احیاناً کودتای نرم و جنگ داخلی.
- ادامۀ ترورها از میان چهرههای وفادار به آرمانهای انقلاب و مدافعان کشور جهت حذف یا تضعیف نیروی دفاع و مقاومت ملی، و زمینهسازی برای کسب قدرت سیاسی توسط چهرههای سازشکار و غربگرا و ضدملی.
- حملات پراکنده و ایذایی نظامی به تجمعات مردمی و مراکز حساس مرزی بهویژه در خلیج فارس، جهت ایجاد ترس در میان مردم و استهلاک قوای نظامی ایران.
- تقویت صداهای تسلیمطلبانه به نام صلحطلبی در ایران و دوگانهسازیهای کاذب صلحخواهی و جنگطلبی.
- ایجاد نفاق در صفوف باورمندان به ضرورت دفاع در برابر تهاجمات نظامی و حراست از استقلال ملی.
- در عین حال، آمادگی برای تجاوزات گستردۀ نظامی به ایران و تحمیل جنگی فرامنطقهای به کشور.
در منطقه:
- تضعیف جبهۀ مقاومت از راه حملات مکرر اسراییل به لبنان و تسخیر مراکز مقاومت، حملات عربستان به یمن، و تهدید حشد الشعبی عراق جهت خلعسلاح آنها.
- بازسازی قوای آفندی و پدافندی اسرائیل و آماده کردن دولت صهیونیستی برای مشارکت در تداوم تجاوزات مشترک به ایران.
- برنامهریزی ائتلافهای منطقهای علیه ایران.
در جهان:
- تضعیف اتحادها و مناسبات سیاسی-اقتصادی ایران با روسیه و چین از راه بیاعتماد کردن این دو کشور نسبت به سیاستهای ایران. تبلیغات فزاینده علیه چین و روسیه توسط چهرههای شاخص اقتصادی -سیاسی ایران.
- تبلیغات مسموم علیه تداوم و استحکام روابط ایران با کشورهای مستقل نظیر کرۀ شمالی و کوبا.
آنچه جبهه انقلاب و نیروی طرفدار دفاع از کشور باید در صدر وظایف خود قرار دهند:
- تشدید و گسترش فعالیتهای رسانهای در افشای این جنگ ترکیبی و کارگزاران داخلی آنها.
- مبارزۀ بیامان با سیاست اقتصادی ارائه شده از سوی الیگارشها، رانتخواران و مفسدان اقتصادی. مبارزۀ مدنی با سیاستهای گرانسازی دولت. مطالبۀ اجرای اصول عدالتخواهانۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
- پیشگیری از نفاقافکنی در میان جبهۀ مقاومت و انقلابیون کشور؛ کوشش برای حفظ اتحاد و انسجام ملی.
- کمک به تقویت میدان با حضور مداوم در خیابان. تلاش برای جلب قشر خاکستری و بیتفاوت به پویشهای خیابانی و افزدون بر آمار جانفدایان میهن.
- هوشیاری و اقدامات بهموقع جهت پیشگیری از عملیات تروریستی در سطح شهرها.
- آگاهیرسانی در مورد علل جنگ تحمیلی جهت تضعیف صداهای تسلیمطلبانه در برابر دشمنان.
- دعوت مسئولان کشور به ترک روحیۀ اثبات مظلومیت و آمادگی برای پیشدستیهای ضرور در خنثی نمودن تجاوزات نظامی دشمن با رعایت موازین حقوقی.
- درخواست اعمال فشار اقتصادی به دشمن از طریق محافظت بیخدشه از تنگۀ هرمز و مدیریت بدون مماشات تنگهها در خلیج فارس.
- پشتیبانی از حزب الله و سایر اعضای جبهۀ مقاومت در شعارهای خیابانی.
- مطالبۀ حفظ و گسترش مناسبات دوستانه با چین، روسیه، کرۀ شمالی و کشورهای مستقل در آمریکای جنوبی و آفریقا. در عین حال تلاش برای حفظ حسن همجواری با کشورهای همسایه با رعایت اصل اعتماد مبتنی بر کنترل و پرهیز از خوش باوری.
- درخواست جهتگیری برای تغییر در سیاست بازدارندگی نظامی.
اما در رأس همۀ این مطالبات، بازگشت بدون وقفه به اصول مردمی قانون اساسی و مبارزۀ جدی با فساد و مفسدین اقتصادی، قرار دارد. باید اهرم فشار اقتصادی را از چنگ دشمنان ایران خارج کرد. با اجرای برنامههای اقتصاد مقاومتی و طراحی اقتصاد جنگی، می توان بخش بزرگی از این توطئۀ خانمانبرانداز را خنثی کرد. دولت موظف است بهجای اظهار ناتوانی در عرصههای مالی و اقتصادی، راهکارهای لازم برای پیشگیری از سقوط ارزش پول ملی، تقویت تولید داخلی و پیشگیری از گرانسازی بنزین و اقلام مورد مصرف عمومی را به پیشگاه مردم ارائه دهد و به اجرای آن متعهد شود. قوانین قضایی نیز باید به سود منافع اکثریت مردم ایران اصلاح شود.
باید هرگونه خوش باوری و کاهلی و تسامح را به کنار گذاشت. باید از مذاکرهطلبیهای بیحاصل و یکجانبه و بدون پشتوانۀ واقعی پرهیز کرد، و بهجای آن با تلاش برای حفظ مناسبات حسنه با همسایگان، افزایش هزینههای سیاسی تجاوز در عرصۀ بینالمللی، و تلاش برای جلوگیری از شکلگیری ائتلافهای منطقهای علیه ایران، دیپلماسی فعال و کارساز را نشاند. مذاکرات بهعنوان وسیلهای در پیشبرد سیاست بُردبُرد در شرایطی مؤثر خواهد افتاد که ایران در عرصۀ نظامی و دفع تجاوزات نیرومند باشد. پایۀ اصلی پیروزی در میدان، اصلاح اقتصاد کشور به سود اکثریت جامعه و کوتاه کردن دست غارتگران از سفرههای مردم است. تنها با رفع یا تعدیل بیعدالتیها در زمینههای اقتصادی و اجتماعی است که پیروزیهای میدان تضمین خواهد شد. سازماندهی و متشکل کردن نیروی خیابان نیز برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، از عوامل اصلی در عقیم گذاشتن برنامههای آنان بهویژه در عرصههای جنگ نرم و دیپلماتیک خواهد بود.
با ایمان به پیروزی!