تجاوز به ونزوئلا: تثبیت اضمحلال امپریالیسم به سرکردگی امریکا

 سیروس کمال —

تجاوز به تمامیت ارضی کشور ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور منتخب این کشور توسط ارتش امریکا، حاوی درس‏ هایی است که در زیر بار تحلیل‎ های کوته ‎بینانۀ تاثیر گرفته از رسانه‏ های امپریالیستی، پنهان مانده اند.

در واقع، می‎توان این تجاوز دولت ترامپ به ونزوئلا را به مثابۀ اولین تجربۀ آزمایشگاهی برای تمام منطقۀ امریکای لاتین، و فراتر از آن، کل قارۀ آمریکا، جزیرۀ گرینلند و اروپا دانست.

در مرحلۀ اول، تجاوز به ونزوئلا، و ادعای بازپس گیری منافع و اموال امریکا و مدیریت منابع زیرزمینی ونزوئلا، نه فقط هشداری به کشور کوبا، بلکه دندان نشان دادن به تمام کشورهای امریکای لاتین و کارائیب است. بدین وسیله امریکا پیام می دهد که به ‏هیچ‎وجه تحمل کشورهایی که خواستار استقلال سیاسی اقتصادی هستند را نداشته؛ و از کاربرد هیچ ابزار جنایت کارانه ای جهت نیل به مقاصد خود کوتاهی نمی کند، حتی اگر شامل حملۀ نظامی و ربودن رئیس جمهور یک کشور باشد.

نشانۀ بارز این ادعا، اینکه دولت امریکا، بدون تصویب کنگره این کشور و در‏دست داشتن مجوزی از طرف سازمان ملل متحد، شورای امنیت و یا هیچ نهاد بین المللی، دست به این اقدام جنایات کارانه زد. ترامپ حتی “متحدین” سنتی خود یعنی اروپا و اسرائیل …را درجریان این تجاوز قرار نداد.

ربودن رئیس جمهور منتخب یک کشور، حرکتی غافلگیر کننده و محاسبه نشده نبود.

اما این آدم ربایی و “محاکمه”رئیس جمهور ونزوئلا، نوعی پیروزی برای دولت امریکا به حساب نمی آید. این تجاوز، فراتر‎از یک حمله نظامی می‏ باشد.

این حرکت، دیدگاه و برداشتی متفاوت از جهان امروز و حقوق بین الملل، حقوق بشر، و خوانشی جدید از نیروهایی است که در‎پی شکل دادن آیندۀ دیگری برای بشریت هستند.

امریکا با اذعان به فعالیت وسیع اقتصادی چین با امریکای لاتین بویژه پرو، با این تجاوز در صدد محروم و محدود کردن این نیم قاره از منافع روابط با چین است.

توجیهات امریکا برای حمله به ونزوئلا، در واقع اعلام جنگ به نظمی است که جهان آبستن آن است.

دولت ترامپ و سیاست ‏های جنگ افروزانه ‎اش، تبلور مجسم سیاست‏ های توسعه طلبانه استعمار کهنۀ اروپا و امریکا است.

دولت امروز امریکا بعنوان سرکردۀ نظام امپریالیسم جهانخوار، به مثابه آخرین مرحله سرمایه داری است.

آخرین حرکت این دولت یعنی آدم ربایی، تیر خلاصی است به جان این نظام فرتوت و فرسوده .

هم‎چنان‎که با به قدرت رسیدن یک دولت سوسیالیستی در کوبا، آمریکا به مدت بیش از ۶۰ سال تحمل وجود چنین کشوری را ندارد، از همان روز اول ریاست جمهوری هوگو چاوز، نیز آمریکا در پی سرنگونی دولت او وجلوگیری  از تغییرات عمیق سوسیالیستی در امریکای لاتین بود.

ربودن و”محاکمۀ” نیکلاس مادورو، منجر به روی کار آمدن دولتی سرسپرده در کاراکاس نشد، دولت فعلی، نیکلاس مادورو را بعنوان رئیس جمهور منتخب ونزوئلا می داند.

این تجاوز، نه تنها باعث سرنگونی دولت کاراکاس نشد، بلکه باعث انسجام هر چه بیشتر ملت ونزوئلا و پشتیبانی مردم از دولت فعلی شد.

استراتژی مقاومت، تعهد به قانون اساسی، و تظاهرات مردم در حمایت از دولت ونزوئلا، فعالیت‎های دیپلماتیک دولت مرکزی با نهادهای بین المللی، از جمله سازمان ملل متحد، و دیگر متحدان از قبیل روسیه و چین، از جمله ابزاری هستند که کاراکاس جهت بی ‏اعتبار‏کردن سیاست‏ های امریکا در صحنه جهانی، بکار گرفته است.

محکوم کردن تجاوز امریکا به ونزوئلا از طرف جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه و دیگر کشورهای جهان، انزوای سیاسی امریکا و افشای سیاست های تجاوزکارانه آنرا هر‏چه بیشتر عریان می‏کند.

اعمالی چون تجاوز به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور این کشور، ادعای سرزمینی بر جزیره گرینلند و کانادا، تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج امریکا و…تلاش‏های مذبوحانۀ امریکا، جهت حفظ نظم فعلی جهانی، در عین‏ حال اعتراف و پذیرش ناگفتۀ نظم نوینی است، که جهان در انتظار آن است. نظمی که در آن هژمونی یک قطب، وجود نخواهد داشت و مناسبات انسانی بین کشور‎ها و ملت ها بر‎قرار خواهد بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *