شکست افسانه استار لینک

سیروس کمال —

جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با عوامل نفوذی در اعتراضات حق طلبانه مردم ایران و درگیری با  اغتشاش گران تعلیم یافته توسط موساد اسرائیل و سیای امریکا، شاهد جنگ نرم زیرپوستی، اطلاعاتی،و هیبریدی با تکنولوژی امریکا و ابزار رسانه ای آن یعنی استارلینک بود.

در مخیلۀ غربی ها، ابزار استارلینک، سلاحی آزادی بخش در مقابل حکومت های دیکتاتوری و سانسور است.

صاحبان این تکنولوژی این گونه استدلال می کردند که کنترل میدانی اعتراضات در سطح خیابانی کافی نیست و این فضا و رسانه های مجازی از طریق اینترنت است که اغتشاشات را سامان داده و آنها را به انجام می رساند.

بیش از دو دهه است که ایران تحت حملات جنگ سایبری و اطلاعاتی است.

هدف غرب در این اغتشاشات و در آینده اینست که با توجه به ترکیب جمعیتی جوان ایران، با جنگ الکترونیکی، اطلاعاتی،ارتباطی، و اینترنت، بتواند جمهوری اسلامی را از پا در آورده  و ایران را تجزیه کند.

هر چند که نحوۀ دقیق عملیات سیستم حفاظت سایبری ایران برای خنثی سازی کارآیی استار لینک، توسط هیچ منبعی بطور رسمی تأیید نشده است، اما به شهادت تحلیل گران بسیاری در جهان، ایران توانسته است ضربه ای مهلک بر کارآیی شبکۀ استار لینک در کشور وارد نماید.

حملۀ استارلینک، برای ایران غافلگیر کننده نبود. کشور از قبل تمهیدات لازم را پیش بینی کرده بود.

ایران با آگاهی به اینکه، عوامل نفوذی از کاربران اصلی شبکه استار لینک هستند، عمدا، کانال هایی از آنرا قابل کنترل  و فعال نگاه داشت تا بتواند ارسال کننده ها را ردیابی کند. قطع کامل اینترنت،میتوانست نشانه ای از ضعف باشد. بدین وسیله در صورت قطع کامل آن، غرب با افسانه سازی از قدرت استارلینک، این گونه وانمود می کرد که تکنولوژی غرب در جهت دفاع از حقوق شهروندان و آزادی است.

با این شیوه، قدرت حاکمه ایران با کنترل دقیق و حساب شدۀ اطلاعات که با پارازیت و تاخیر مخدوش می شد، توانست نه فقط از قدرت مخرب آن پیشگیری کند، بلکه کاربران این ابزار را گمراه کرده، آنها را ردیابی کرده و بخش بزرگی از فعالیت آنها را بی اثر نماید.

روسیه و چین، بخاطر همسویی اهداف و منافع مشترک در نیل به این اهداف، همکاری های شایانی به ایران عرضه داشتند.

روسیه با ابزار الکترونیکی پیچیده و ردیابی توانست مکان های کار بران این سامانه یعنی استارلینک را ردیابی کند. از طرف دیگر، چین با کنترل الگوریتم ها، آنها را با پارازیت آلوده کرده و توانست با کند کردن و اختلال در ارسال آنها  باعث تغییر ماهیت و از کار افتادگی آنها شود.

هدف ایران در این جنگ هیبریدی اطلاعاتی، نه از کار انداختن استار لینک، بلکه بی اثر کردن آن و تبدیل آن به ابزاری  مخرب برای خود همان سامانه بود.

با این روش، استار لینک  نتوانست اغتشاشات را سازماندهی کرده و آنرا به پیش ببرد.

غرب با تکیه به تجارب بهار عربی و کاربرد تلفن همراه جهت منحرف کردن جنبش ها، در صدد آن بود که این بار هم با کاربرد تکنولوژی به اهداف سیاسی خود برسد…زهی خیال باطل.

کنترل استارلینک، اختلال در ارسال و دریافت پیام ها، باعث گسیختگی، عدم انسجام و در نتیجه پراکنده سازی صفوف اغتشاش گران شد، و به نیرو های انتظامی و امنیتی امکان داد تا با حداقل خسارت، غائله را هرچه سریع تر خاتمه دهند.

قطع کامل استارلینک، آن را به سلاحی تبلیغاتی با ادعای مبارزه با دیکتاتوری و سانسور تبدیل می کرد. اما کنترل صحیح آن، این توهم که از برکت آن ایران ” آزاد” می شود را بر باد داد، و شک و تردید در مورد تأثیر به کارگیری آنرا هرچه بیشتر عیان کرد.

موفقیت ایران در این جنگ هیبریدی، و سایبری – تکنولوژیک، عدم کارآیی استار لینک و نقش تعیین کنندۀ  ابزارهای مشابه آن را، در به ثمر رساندن انقلاب های رنگی به اثبات رساند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *