در محکومیت تجاوز وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل

بیانیهٔ «جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران»

به ملت‌های بیدار جهان،
به وجدان‌های بیدار بشریت،
و به همهٔ آزادگان عالم…

امروز که قلم به دست می‌گیریم، دست‌هایمان می‌لرزد؛ اما نه از ترس ــ از خشم.
چشمانمان می‌بارد؛ اما نه از ضعف ــ از عشق به میهن.
واژه‌ها از دل سوختهٔ ملتی برمی‌خیزند که بار دیگر با چهرهٔ عریان قدرت‌هایی روبه‌رو شده است که سال‌ها خود را پرچمدار صلح، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده‌اند، اما هر بار که منافعشان به خطر می‌افتد، نقاب فرو می‌افتد و چهرهٔ واقعی سلطه و خشونت آشکار می‌شود.

در حالی که نمایندگان ایران بر سر میز مذاکره نشسته بودند و هنوز امیدی برای گشودن راهی از مسیر دیپلماسی وجود داشت، ناگهان آتش تجاوز بر آسمان سرزمین ما باریدن گرفت. آمریکا و رژیم صهیونیستی ــ این دو ستون تروریسم دولتی در جهان معاصر ــ در اقدامی که وجدان هر انسان آزاده‌ای را جریحه‌دار می‌کند، بی‌هیچ هشدار و شرمی آتش تجاوز را گشودند. اما این آتش نه بر یک پادگان نظامی، که بر قلب یک ملت فرود آمد.

در همان نخستین ضربه‌ها، این جنایتکاران بیت رهبر جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دادند؛ مردی که برای میلیون‌ها انسان در ایران و جهان اسلام نماد استقلال، کرامت و استقامت بود. آنان با این اقدام دست به تروری زدند که همچون لکه‌ای پاک‌نشدنی بر پیشانی سیاست جهانی خواهد ماند؛ اقدامی که نه تنها نقض آشکار اصول حقوق بین‌الملل است، بلکه ضربه‌ای مستقیم به حق حاکمیت ملت‌ها و تلاش‌های صلح‌آمیز برای حل اختلافات به شمار می‌رود.

شهادت رهبر این ملت تنها فقدان یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست؛ زخمی است بر قلب ملتی که سال‌ها او را نماد عزت، استقلال و ایستادگی خود می‌داند. مردی که در دشوارترین طوفان‌های تاریخ معاصر ایران، کشتی انقلاب را با صلابت و درایت هدایت کرده و صدای مقاومت در برابر سلطه را به گوش جهان رسانیده است. دشمنان این سرزمین گمان کردند با حذف فیزیکی او، ستون‌های ارادهٔ ملی فرو خواهد ریخت؛ اما آنچه رخ داد درست خلاف این خیال خام بود. خون او نه تفرقه، بلکه انسجام آفرید؛ نه تزلزل، بلکه عزم تازه‌ای در دل این ملت دمید. امروز نام او همچون پرچمی بر فراز ارادهٔ ملی برافراشته است و یاد او الهام‌بخش نسلی است که راه استقلال و کرامت را با دلیری ادامه خواهد داد.

اما تجاوز به همین‌جا محدود نماند.

بمباران‌ها تنها به مراکز نظامی محدود نشد؛ مدارس، بیمارستان‌ها، مراکز امداد و خانه‌های مردم نیز در تیررس آتش قرار گرفتند. کودکانی که تازه الفبای زندگی را می‌آموختند، مادرانی که در جست‌وجوی آینده‌ای امن برای فرزندانشان بودند و بیمارانی که بر تخت‌های بیمارستان چشم به بهبود دوخته بودند، ناگهان خود را در میان آوار جنگ یافتند. این بار دیگر جنگی در کار نبود، بلکه جنایت محض بود؛ حلقه‌ای تازه در زنجیرهٔ ترورها و تجاوزهایی که سال‌هاست علیه ملت‌های مستقل منطقه جریان دارد. جنایتی که مرزهای اخلاق و حقوق بین‌الملل را در هم نوردید و بی‌دفاع‌ترین انسان‌ها را هدف گرفت.

ای ساکنان غرب که در خانه‌های امن خود نشسته‌اید!
آیا می‌دانید بمب‌هایی که در کارخانه‌های کشورهایتان ساخته می‌شود بر سر چه کسانی فرود می‌آید؟ بر سر کودکانی که تازه الفبای عشق به وطن را آموخته‌اند؛ بر سر مادرانی که در میان ویرانه‌ها پیکر بی‌جان فرزندانشان را در آغوش می‌گیرند؛ بر سر بیمارانی که تخت‌های بیمارستانشان زیر آوار جنایت دفن می‌شود.

آمریکا و اسرائیل بار دیگر نقاب از چهره برداشتند. همان‌هایی که دم از دموکراسی و حقوق بشر می‌زنند، همان‌هایی هستند که در میناب مدرسه‌ای دخترانه را به خاک و خون کشیدند و ۱۷۵ کودک بی‌گناه را در آتش موشک‌های خود سوزاندند؛ همان‌هایی که در غزه ده‌ها هزار زن و کودک را به خاک و خون کشیدند و به خود اجازه دادند رهبران کشورهای مستقل را هدف ترور قرار دهند.

و اکنون دستان آلودهٔ ترامپ جنایتکار و نتانیاهوی کودک‌کش به خون رهبر فرزانهٔ انقلاب اسلامی آغشته شده است؛ مردی که نه تنها رهبر ایران، بلکه برای بسیاری از آزادگان جهان الهام‌بخش ایستادگی در برابر سلطه بود.

اینجا ایران است. آنان گمان کردند با ترور فیزیکی رهبر این ملت، راه فروپاشی ایران هموار خواهد شد. اما فرهنگ این سرزمین را نشناخته‌اند. در فرهنگ عاشورایی ما، خون پیام‌آور بیداری است. هر شهید چراغی است که راه را برای هزاران انسان روشن می‌کند.

امروز، در هشتمین روز تجاوز و هشتمین روز شهادت مظلومانهٔ رهبر عزیزمان، آنچه جهان می‌بیند درست نقطهٔ مقابل انتظار دشمن است. به جای فروپاشی، انسجام؛ به جای تفرقه، همبستگی؛ و به جای تسلیم، اراده‌ای پولادین در ایستادگی شکل گرفته است.

از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران، ملتی یکپارچه ایستاده است. زنان و مردان، جوانان و سالخوردگان این سرزمین در سخت‌ترین شرایط، زیر باران بمب و موشک، با قامتی استوار از کرامت، ناموس، انسانیت و خاک خود دفاع می‌کنند.

زنان این سرزمین در این روزها حماسه‌ای دوگانه می‌آفرینند: هم پناه کودکان هراسان در خانه‌ها و هم تکیه‌گاه مردانی که به جبهه‌ها شتافته‌اند. آنان ثابت کرده‌اند که مقاومت تنها در میدان جنگ نیست؛ در ایستادگی برای حفظ زندگی نیز هست.

مادرانی را می‌بینیم که با داغ عزیزانشان، اشک‌بار اما استوار، دیگر فرزندان خود را راهی میدان می‌کنند؛ جوانانی را می‌بینیم که برای یاری به همنوع، در خط مقدم ایستاده‌اند؛ پیرمردانی را می‌بینیم که آخرین توان و دارایی خود را تقدیم می‌کنند؛ و مردمی را می‌بینیم که در میان آتش دست در دست یکدیگر داده‌اند تا فریاد بزنند: ارادهٔ یک ملت را نمی‌توان با موشک درهم شکست.

این انسجام ملی، چون مرواریدی درخشان از دل صدف خون پاک رهبر شهید این ملت سر برآورده است؛ پاسخی روشن به همهٔ جنایتکاران تاریخ. دشمن گمان کرد با بارش بمب بر مدارس و بیمارستان‌ها روحیهٔ این ملت درهم خواهد شکست. اما نمی‌داند که هر موشک، هر بمب و هر قطره خون، ریشه‌های درخت تنومند این ملت را در عمق خاک استوارتر می‌سازد.

در چنین شرایطی، نیروهای مسلح و نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران با شجاعت، ابتکار عمل و درایتی مثال‌زدنی ایستاده‌اند. از نخستین ساعات جنگ تا امروز، همراهی هوشیارانهٔ نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با توان رزمی ارتش و سپاه صحنه‌ای از یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های دفاع ملی در برابر قدرتی را رقم زده است که خود را بزرگ‌ترین ارتش جهان می‌پندارد. این رشادت و استواری نه تنها سدّی محکم در برابر تجاوز دشمن برپا کرده، بلکه روح تازه‌ای از همبستگی و فداکاری در سراسر جامعه دمیده است؛ روحیه‌ای که ملت ایران را در صفوفی یکپارچه گرد آورده و دشمن غدار را در برابر ارادهٔ ملتی بیدار، سرگشته و درمانده ساخته است.

تجربهٔ تاریخ نیز گواه همین حقیقت است: ملتی که برای استقلال و کرامت خود ایستادگی می‌کند، دیر یا زود از دل سخت‌ترین آزمون‌ها سربلند بیرون می‌آید.

در این روزهای دشوار، ایران تنها نمانده است. در کنار ملت ایران، کشورهایی ایستاده‌اند که خود نیز سال‌ها در برابر یکجانبه‌گرایی و سلطه‌طلبی ایستادگی کرده‌اند. حمایت سیاسی و دیپلماتیک جمهوری خلق چین، فدراسیون روسیه و دیگر کشورهای مستقل نشانه‌ای روشن از تغییر توازن در جهان معاصر است؛ نشانه‌ای از آنکه دوران فرمانروایی بی‌چون‌وچرای قدرت‌های سلطه‌گر رو به پایان است. این همبستگی میان ملت‌ها و دولت‌هایی که استقلال خود را پاس می‌دارند، نویدبخش نظمی نوین در جهان است؛ نظمی که در آن ارادهٔ ملت‌ها بر زورگویی امپریالیسم برتری خواهد یافت.

انتظار ملت سلحشور ایران این است که رهبری آینده همچون رهبر شهید، ادامه‌دهندهٔ راه استقلال، عزت و شکوفائی این ملت باشد؛ رهبری که در برابر زیاده‌خواهی قدرت‌های سلطه‌گر سر تعظیم فرود نیاورد و با تدبیر و صلابت کشتی این سرزمین را از میان طوفان‌های دشوار عبور دهد.

چنین رهبری افزون بر پاسداری از استقلال کشور، باید پرچم عدالت را نیز در جامعه برافراشته نگاه دارد؛ عدالتی که نه تنها در عرصهٔ سیاسی، بلکه در همهٔ عرصه‌های زندگی اجتماعی، به‌ویژه در حوزهٔ اقتصاد و معیشت مردم جاری شود تا ثمرهٔ ایستادگی و مقاومت این ملت در زندگی روزمرهٔ مردم نیز به بار نشیند و آرمان‌های آزادی، استقلال و عدالت در کنار یکدیگر تحقق یابد.

در آستانهٔ مراسم تشییع رهبر شهید این ملت، ما ــ به عنوان جمعی از هواداران چپ ضدامپریالیست ــ حضور خود را در کنار مردم ایران اعلام می‌کنیم و از همهٔ آحاد ملت می‌خواهیم با حضوری گسترده و آگاهانه در این مراسم، بار دیگر پیوند عمیق خود با استقلال و سرنوشت این سرزمین را به نمایش بگذارند. این حضور نه تنها ادای احترام به رهبری است که عمر خود را در راه عزت ایران صرف کرد، بلکه نمادی از همبستگی ملی در برابر تجاوز و سلطه‌طلبی قدرت‌هایی است که گمان کرده‌اند با ترور و بمباران می‌توانند ارادهٔ یک ملت را در هم بشکنند.

هموطنان عزیز!
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد حفظ انسجام ملی است. دشمنان این سرزمین سال‌ها کوشیده‌اند میان مردم شکاف ایجاد کنند و امید آنان نیز در همین شکاف‌هاست. پاسخ ملت ایران باید روشن باشد: همبستگی، هوشیاری و ایستادگی.

ما از همهٔ مردم ایران می‌خواهیم همان‌گونه که تاکنون نشان داده‌اند، با آرامش و آگاهی در کنار یکدیگر بایستند و اجازه ندهند تبلیغات و جنگ روانی دشمن میان آنان تفرقه بیفکند. امروز چشم بسیاری از مردم جهان به ایران دوخته شده است. آنچه در این سرزمین رخ می‌دهد تنها سرنوشت یک کشور نیست؛ بلکه آزمونی برای ارادهٔ ملت‌هایی است که می‌خواهند در برابر سلطه و زورگویی ایستادگی کنند.

بهای استقلال سنگین است و ما این را می‌دانیم. اما برای ما عزت، کرامت و آزادگی از نان شب واجب‌تر است. خانه‌ها اگر ویران شوند، باز خواهیم ساخت؛ شهرها اگر زخمی شوند، آبادشان خواهیم کرد. اما زانو زدن در برابر زورگویان؟ هرگز.

خون پاک رهبر شهید این ملت به این وحدت عمق و معنا بخشیده است. بگذارید این همبستگی افسانهٔ شکست‌ناپذیری قدرت‌های سلطه‌گر را در هم بشکند.

ما ایستاده‌ایم.
اینجا ایران است.
و ایران هرگز به زانو درنخواهد آمد.

«جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران»

5 Comments to “در محکومیت تجاوز وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل”

پاسخ دادن به ابراهیم شیری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *