آمریکای لاتین با تهاجم فزایندهٔ آمریکا روبه‌رو است

نویسنده: فرانسیسکو دومینگز ــ

فرانسیسکو دومینگز توضیح می‌دهد که چگونه تعرض‌های ترامپ علیه ونزوئلا و کوبا تنها نخستین گام‌ها در جهت بیرون راندن دولت‌های مترقی از قدرت در آمریکای لاتین هستند. او با تحلیل «استراتژی امنیت ملی» آمریکا نشان می‌دهد که ترامپ چگونه، تحت پوشش نابود کردن شبکه‌های تروریستی و کارتل‌های مواد مخدر، با برخی چهره‌های نامطلوب و بدنام پیوند برقرار می‌کند تا آنچه را در «حیاط خلوت» ایالات متحده می‌گذرد تحت کنترل درآورد.

حملهٔ نظامی ترامپ به ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور نیکولاس مادورو و سیلیا فلورس، بانوی اول و عضو مجلس ملی، در ۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶، تشدیدی چشمگیر در تلاش آمریکا برای تابع ساختن سراسر نیمکرهٔ غربی از هژمونی سیاسی خود به شمار می‌رود.

این تعرض با محاصرهٔ دریایی بسیار تهدیدآمیز و ارعاب‌کننده علیه کوبا گسترش یافته است؛ محاصره‌ای که طی پنج ماه گذشته مانع از تأمین نفت این کشور شده است. هدف صریح آمریکا، ایجاد فروپاشی اقتصادی در کوبا است؛ از جمله از طریق برانگیختن شورش اجتماعی ناشی از سطوح شدید رنج، گرسنگی، کمبود دارو، و قطع برق. در کشوری با آب‌وهوای گرمسیری، این خاموشی‌ها ممکن است هر بار ۲۰ ساعت یا بیشتر ادامه داشته باشند و باعث شوند هر مقدار مواد غذایی فاسدشدنی که مردم در یخچال‌های خود دارند، خراب شود.

اخیراً آمریکا از طریق انتخاب دولت‌های راست‌گرا در چندین کشور آمریکای لاتین به پیروزی‌های سیاسی قابل‌توجهی دست یافته است؛ از جمله در اکوادور، آرژانتین، هندوراس، بولیوی، شیلی، پرو، کلمبیا، کاستاریکا، السالوادور، پاناما، پاراگوئه، جمهوری دومینیکن، ترینیداد و توباگو، و گویان. این امر نشان‌دهندهٔ وارونگی چشم‌گیر مسیر سیاسی منطقه‌ای است که «موج صورتی» (۲۰۱۶ ــ ۱۹۹۹) را تجربه کرده بود ــــ دوره‌ای که بیشتر دولت‌ها یا انقلابی بودند یا مترقی. تا سال ۲۰۲۶، دولت‌های مترقی منطقه عبارت‌ بودند از برزیل، مکزیک، نیکاراگوئه، اروگوئه، ونزوئلا، و کوبا ــــ تغییری چشمگیر.

پیوندهای ترامپ با جریان‌های راست‌گرا

دولت ترامپ مداخلات آشکار خود در انتخابات اخیر آمریکای لاتین را به‌شدت افزایش داده و کوشیده ــــ و در بیشتر موارد نیز موفق بوده است ــــ تا به‌سود نامزدهای ریاست‌جمهوری راست افراطی عمل کند؛ نامزدهایی که بسیاری از آنان چهره‌هایی بسیار نامطلوب و بدنام هستند. هندوراس، آرژانتین، اکوادور، و کلمبیا تنها شماری از فاحش‌ترین نمونه‌های مداخلهٔ آمریکا هستند. برخی مفسران به‌گونه‌ای متقاعدکننده استدلال می‌کنند:

آمریکا زمانی برای حفظ آمریکای لاتین تحت کنترل خود از کودتاهای نظامی حمایت می‌کرد. اکنون، تضعیف چپ و رشد جرایم سازمان‌یافته به راست افراطی کمک می‌کند تا قدرت خود را تثبیت کند. این وضعیت کاملاً به مذاق کاخ سفید خوش می‌آید.

در واقع، دولت ترامپ آگاهانه و فعالانه در پی ایجاد پیوند با جریان‌های راست افراطی و حمایت از آن‌ها است؛ از جمله دولت‌های میلی در آرژانتین، نوبوآ در اکوادور، پاز در بولیوی، و کاست در شیلی. یکی از ابزارهای این سیاست ابتکارهایی مانند «سپر قارهٔ آمریکا» (Shield of the Americas) است. بیانیهٔ رسمی این ابتکار اهداف هژمونیک آن را به‌روشنی بیان می‌کند. این اهداف عبارت‌اند از:

• «گسترش همکاری‌های چندجانبه و دوجانبه برای تقویت امنیت»؛
• همکاری در تلاش‌های «تمامیت دولت» در زمینهٔ «امنیت مرزی، مقابله با تروریسم مواد مخدر و قاچاق، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، و دیگر حوزه‌هایی که به‌طور متقابل تعیین می‌شوند»؛
• «پیشبرد صلح از طریق قدرت»؛ و
• «پیوستن به ائتلافی برای مبارزه با تروریسم مواد مخدر و دیگر تهدیدهای مشترک علیه نیمکرهٔ غربی».

شیوه‌ای که قرار است این اهداف از طریق آن تحقق یابند، به‌روشنی از سوی خود رئیس‌جمهور ترامپ بیان شد: «قلب توافق ما، تعهد به استفاده از نیروی نظامی مرگبار برای نابودی کارتل‌های شوم و شبکه‌های تروریستی است». این امر شامل آموزش و بسیج نیروهای نظامی کشورهای شریک توسط آمریکا برای تحقق این اهداف اعلام‌شده است. در مارس ۲۰۲۶، نیروهای «فرماندهی جنوبی آمریکا»، به‌طور مشترک با نیروهای امنیتی اکوادور، عملیات‌هایی را علیه «سازمان‌های تروریستی تعیین‌شده» در اکوادور آغاز کردند. این امر جلوه‌ای نگران‌کننده از تلاش‌های آمریکا برای گسترش مداخلهٔ نظامی خود در آمریکای لاتین است.

تلاش آمریکا برای نظامی‌کردن آمریکای لاتین

آمریکا هم‌اکنون در کوبا، السالوادور، کوراسائو، کلمبیا، پرو، پاناما، پورتوریکو، آرژانتین، باهاما، پاراگوئه، و هندوراس پایگاه‌های نظامی یا «تأسیسات» نظامی دارد. افزون بر این، فرماندهی جنوبی آمریکا به‌طور منظم با گویان، شیلی، اروگوئه، کاستاریکا، و گواتمالا رزمایش‌های نظامی مشترک برگزار می‌کند. بنابراین، گسترش نظامی آمریکا در آمریکای لاتین نه‌تنها بسیار پیشرفته است، بلکه همکاری رسمی برای انجام عملیات نظامی مشترک علیه سازمان‌های موسوم به تروریستی در قلمرو کشورهای آمریکای لاتین را نیز تضمین کرده است. تلاش ترامپ برای نظامی‌کردن آمریکای لاتین به بی‌ثباتی و خشونت دامن می‌زند.

گسترش نظامی آمریکا در آنچه «حیاط خلوت» خود می‌نامد، با «استراتژی امنیت ملی ایالات متحده» (NSS)، که در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، هم‌خوانی دارد. هستهٔ اصلی NSS با صراحت کامل چنین بیان شده است: «ما توانایی رقبای خارج از نیمکره را برای استقرار نیروها یا دیگر قابلیت‌های تهدیدآمیز، یا مالکیت و کنترل دارایی‌های دارای اهمیت راهبردی در نیمکرهٔ خود، سلب خواهیم کرد». بنا بر NSS، این «نفوذ» بازیگران خارج از نیمکره ـــ چین، روسیه و دیگران ــــ به‌وسیلهٔ «رژیم‌های سرکش» مانند ونزوئلا، نیکاراگوئه، و کوبا تسهیل می‌شود؛ کشورهایی که این سند آن‌ها را «تهدیدی وجودی» برای ایالات متحده می‌داند.

ازاین‌رو، NSS خواهان «نیمکره‌ای است که از نفوذ خصمانهٔ خارجی یا مالکیت دارایی‌های کلیدی توسط خارجی‌ها مصون بماند، و از زنجیره‌های تأمین حیاتی حمایت کند؛ و ما می‌خواهیم دسترسی مداوم خود به مکان‌های راهبردی کلیدی را تضمین کنیم. به‌عبارت دیگر، ما یک “متمم ترامپ” بر دکترین مونرو را اعلام و اعمال خواهیم کرد». برای تحقق این هدف، آمریکا آنچه را NSS «قدرتمندترین و توانمندترین ارتش جهان» توصیف می‌کند در اختیار دارد. خلاصه آن‌که، ایالات متحده قصد دارد برتری خود را بر نیمکرهٔ غربی ــــ و در امتداد آن، بر جهان گسترده‌تر ــــ با ابزار نظامی تحمیل کند. NSS این سیاست را «متمم ترامپ» می‌نامد.

در صورت اجرا، NSS، از طریق تهدید یا استفاده از نیروی نظامی، حق حاکمیتی کشورهای واقع در «حیاط خلوت» آمریکا را برای تجارت و همکاری مسالمت‌آمیز با هر بازیگر «خارج از نیمکره» سلب خواهد کرد. تهاجم آمریکا علیه ونزوئلا و کوبا نمونه‌های برجستهٔ اجرای «متمم ترامپ» هستند؛ سیاستی که چیزی کمتر از بازگشت انتقام‌جویانهٔ استعمارگری آمریکا نیست.

مهار بریکس و بیرون نگه‌داشتن چین

این نتیجه‌گیری که «متمم ترامپ» تنها در مورد رادیکال‌ترین دولت‌های آمریکای لاتین، مانند ونزوئلا، کوبا، و نیکاراگوئه، اعمال می‌شود، سطحی و اساساً نادرست خواهد بود. چین شریک تجاری اصلی همهٔ کشورهای آمریکای جنوبی، و دومین شریک تجاری بزرگ کشورهای آمریکای مرکزی است؛ و تجارت میان چین و منطقه همچنان رو به افزایش است. پس از حملهٔ نظامی بی‌دلیل به ونزوئلا در ژانویه، ترامپ مکزیک و کلمبیا را نیز به حملات نظامی در قلمروشان برای «مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر» تهدید کرد.

مکزیک و برزیل، به‌ویژه دومی، نیز در تیررس آمریکا قرار دارند. یکی از دلایل اصلی تعرض علیه برزیل، جایگاه آن به‌عنوان یکی از اعضای بنیان‌گذار بریکس است؛ نهادی که نه‌تنها از نظر اهمیت، نفوذ، و تعداد اعضا در حال رشد است، بلکه چالشی عینی در برابر هژمونی واشنگتن و توانایی آن برای استفادهٔ ابزاری و تسلیحاتی از روابط خود با جنوب جهانی به‌شمار می‌رود.

ترامپ، با حمایت آشکار از ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور سابق فاشیست برزیل، در امور داخلی این کشور مداخله کرده است. او آشکارا تصمیم دستگاه قضایی برزیل برای محکوم کردن بولسونارو به‌دلیل نقش رهبری‌کننده‌اش در کودتای خشونت‌آمیز ژانویهٔ ۲۰۲۳ ــــ که هدف آن جلوگیری از مراسم تحلیف لولا بود ــــ زیر سؤال برده است؛ اقدامی که اساساً نسخه‌ای تقلیدی از حملهٔ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ حامیان ترامپ به ساختمان کنگرهٔ آمریکا بود.

بولسونارو به ۲۷ سال زندان محکوم شد؛ تصمیمی حاکمیتی از سوی دادگاه‌های برزیل که ترامپ آن را نیز به چالش کشیده است. ترامپ، پس از اطلاع از محاکمهٔ بولسونارو، خشمگینانه خواستار توقف فوری روند قضایی شد و تحریم‌های اقتصادی علیه برزیل و قاضی دیوان عالی این کشور، الکساندر دی مورائس، اعمال کرد.

تعرض علیه برزیل

با توجه به این که انتخابات ریاست‌جمهوری قرار است در اکتبر امسال برگزار شود، و لولا نیز نامزد انتخابات است، ترامپ مصمم است هر کار ممکن را برای مداخله به‌سود نامزد راست‌گرا، فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو، انجام دهد. از این ‌رو، ترامپ تعرضی اقتصادی و دیپلماتیک علیه برزیل آغاز کرده است. خاویر میلی، رئیس‌جمهور راست افراطی آرژانتین، در حمایت و تسهیل این تعرض آمریکا علیه برزیل نقشی مؤثر داشته است.

پس از سفر کوتاه فلاویو بولسونارو به واشنگتن در ماه مه ۲۰۲۶، که طی آن با ترامپ، ونس، و روبیو دیدار کرد، وزارت خارجهٔ آمریکا تنها چند روز بعد دو باند برزیلی را در فهرست «سازمان‌های تروریستی خارجی» قرار داد ــــ ابزاری که پیش‌تر در ارتباط با ونزوئلا برای توجیه تهاجم نظامی مورد استفاده قرار گرفته بود. در ۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ترامپ تعرفه‌های گستردهٔ ۴۰ تا ۵۰ درصدی بر کالاهای برزیلی اعمال کرد. در ماه اوت، دولت ترامپ روادید سفیر برزیل، ماریا لوئیزا ریبیرو ویوتی، را لغو کرد و او را ناچار ساخت به برزیل بازگردد.

بریکس نه‌تنها گزینه‌های جایگزین در زمینهٔ تجارت و اعتبار در اختیار جنوب جهانی قرار می‌دهد، و از این طریق هژمونی جهانی واشنگتن را تضعیف می‌کند؛ بلکه، مهم‌تر آن، افزایش حجم تجارت انجام‌شده با ارزهای ملی اعضا، بریکس را در خط مقدم روند دلارزدایی قرار داده، و بدین ترتیب توانایی واشنگتن برای استفادهٔ تسلیحاتی از پول خود ــــ کاری که دهه‌ها انجام داده ــــ کاهش یافته است. برزیل نه‌تنها یکی از معدود دولت‌های مترقی باقی‌مانده است، بلکه با توجه به اندازه و وزن ژئوپلیتیکی خود، سدی در برابر ترامپیسم نیز به‌شمار می‌رود.

بنابراین، باید نتیجه گرفت که ترامپ مداخلهٔ آمریکا در انتخابات پیشِ روی اکتبر را ــــ شاید به‌عنوان بخشی از تلاش برای آماده‌سازی زمینه جهت اشکال شدیدتر مداخله ــــ‌تشدید خواهد کرد. نیروهای مترقی و فعالان ضدجنگ باید با مداخلهٔ ترامپ در امور داخلی یک کشور دیگر آمریکای لاتین مخالفت کنند.

منبع: سایت گروه «۱۰ مهر» ─

آمریکای لاتین با تهاجم فزایندهٔ آمریکا روبه‌رو است  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *