پنج نکته ای که ممکن است در گزارش های خبری در مورد تشدید تنش میان عربستان و انصارالله از قلم افتاده باشند

نویسنده: ونسا سویدووا  —

تشدید درگیری ها میان عربستان و انصارالله یمن، نشان دهندۀ فروپاشی نظام امنیتی پیشین منطقه است؛ نظامی که در آن، تضمین های سنتی ایالات متحده کارایی خود را از دست می دهند و کانون نفوذ واقعی به سمت بازیگرانی تغییر جهت می دهد که قادرند خود را با قواعد جدید «منطقۀ خاکستری» و دیپلماسی غیر رسمی سازگار کنند.

همزمان با تمرکز رسانه های جهانی بر شعله های آتش برخاسته از تاسیسات آرامکو در عربستان و وحشتی که کشتی رانی در دریای سرخ را فراگرفته، خطوط کلی این درگیری دشوارتر می شود. اکثر پوشش های خبری، روایتی آشنا را ارائه می دهند: فصلی دیگر در جنگ «نیابتی» ایران و عربستان. اما در زیر سطح این تشدید تنش، ابعاد مختلفی نهفته است که به نظر می رسد گزارش های جریان اصلی از آن ها غافل مانده اند، ابعادی که در نهایت ممکن است چگونگی پایان این بحران را تعیین کنند.

۱- فروپاشی منطقه خاکستری: چگونه آتش بس نانوشته از میان رفت

طنزآمیز ترین جنبه تشدید تنش فعلی این است که نه از فروپاشی یک توافق صلح، بلکه از مرگ تفاهمی ناشی می شود  که هرگز به طور رسمی وجود نداشت.

آتش بس ماه آوریل ۲۰۲۲، که با میانجی گری سازمان ملل برقرار شده بود، از نظر فنی شش ماه بعد منقضی شد. اما آرامش نسبی چند سال ادامه یافت؛ نه به این دلیل که اختلافات اساسی حل و فصل گردید، بلکه به این دلیل که عربستان سعودی و حوثی ها مجموعه ای غیررسمی از قوانین تعامل را تدوین کرده بودند. این توافق نانوشته از طریق تعهدات شفاهی به جای اسناد امضا شده عمل می کرد که به نحو چشمگیری موثر بود. 

تشدید تنش میان عربستان سعودی و انصارالله، ناشی از فروپاشی سازوکارهای غیر رسمی است که تضادهای منطقه را مهار می کردند.

سازوکار این وضعیت، ساده بود: حوثی ها به حملات خود علیه کشتی های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ ادامه دادند، اما حملات به خاک عربستان را متوقف کردند؛ ریاض نیز حملات خود را به شدت کاهش داد. همان طور که پژوهشگران «مرکز صنعا» اشاره کرده اند، این شیوۀ مدیریت مناقشه – بدون حل و فصل اختلافات بنیادین سیاسی، امنیتی و اقتصادی – دقیقاً همان همان آسیب پذیری هایی را ایجاد کرد که اکنون به جنگی تمام عیار بدل شده اند.

۲ – خط لوله تنگه: کابوس جغرافیایی عربستان در دو جبهه

گزارش های رسانه های جریان اصلی (غرب)، حمله به خط لوله «شرق-غرب» عربستان سعودی را رویدادی منفرد و جداگانه تلقی می کنند: اما اگر این ماجرا را در کنار پیشروی برق آسای نیروهای نظامی انصارالله در امتداد سواحل دریای سرخ یمن در نظر بگیریم، تصویری بسیار نگران کننده تر پدیدار می شود.

خط لولۀ شرق-غرب،  با طولی در حدود ۱۲۰۰ کیلومتر و ظرفیتی نزدیک به پنج میلیون بشکه در روز، دقیقاً با هدف دور زدن تنگۀ هرمز احداث شده است. در شرایطی که وقوع جنگ بین آمریکا و ایران عملاً منجر به بسته شدن تنگۀ هرمز شده است، این خط لوله، شریان حیاتی صادرات عربستان سعودی بدل شده است؛ اما اکنون، این خط لوله پس از چندین حمله پهبادی در مناطق ریاض و مدینه، ناچار به توقف فعالیت شده است.

همزمان نیروهای حوثی شهر «مُخا» را تصرف کرده، تا منطقه «ذوباب» پیشروی کرده و در جزیره «پریم» – که در باریک ترین نقطه تنگۀ باب المندب واقع شده است – مستقر شده اند. این گروه اکنون از خاک اصلی یمن و از جزایر راهبردی، امنیت کشتی رانی را تهدید می کند.

عربستان سعودی نه با دو تهدید مجزا، بلکه با یک عملیات گازانبری روبه رو است: ایران از سمت تنگۀ هرمز آنرا مورد فشار قرار می دهد و متحدان ایران نیز از سمت باب المندب حلقه محاصره را تنگ تر می کنند؛ بدین ترتیب، که هر دو مسیر جایگزین نیز در خطر قرار گرفته اند.

۳- دستورالعمل عملیاتی ایران

بیشتر گزارش ها به برچسب «حوثی های تحت حمایت ایران» محدود می شوند. اما این در عمل به چه معناست؟

رویترز، که از اطلاعات منابع مختلف منطقه ای استفاده کرده است گزارش می دهد: «تهران هفتۀ گذشته به حوثی ها دستور داد تا حملات به عربستان سعودی را تشدید کنند و وعدۀ بودجه، سلاح و افسران ارشد بیشتر را داده است. چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران برای نظارت و فرماندهی عملیات به یمن سفر کردند. منابع نظامی یمن، با استناد به ارتباطات رهگیری شده، و جنگجویان حوثی اسیر، معتقدند که این کمپین توسط عبدالرضا شهلایی، یکی از فرماندهان ارشد نیروی قدس، رهبری می شود.

بنابراین، ایران توانایی خود را برای انتقال پرسنل و سلاح به یمن با وجود محاصرۀ هوایی و دریایی و هدایت مستقیم کارزاری که تعادل قدرت منطقه ای را تغییر می دهد، نشان می دهد.

۴ – «عدم مداخلۀ» واشنگتن و انزوای استراتژیک عربستان

 شاید افشاگرانه ترین جزئیات در این هفته از واشنگتن منتشر شد. به گزارش اکسیوس، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، دو بار پشت سرهم با رئیس جمهور ترامپ تماس گرفت و رسماً درخواست حملات هوایی علیه حوثی ها را مطرح کرد. ترامپ این درخواست را رد کرد.

واشنگتن موافقت کرد اطلاعات و داده های هدف گیری (حملات) را ادامه دهد و تقریباً دویست پرسنل نظامی آمریکایی را که درحال حاضر در این پادشاهی هستند، تکمیل کند، اما دخالت مستقیم نظامی را رد کرد. دریاسالار برِد کوپر، فرمانده سنتکام ، برای مشاوره به ریاض اعزام شد، اما پیام روشن بود: آمریکا در این جنگ بجای عربستان سعودی نخواهد جنگید.

این امتناع پیامدهای عمیقی دارد. هنگامی که عربستان سعودی جنگ یمن را در سال ۲۰۱۵ آغاز کرد، حملات لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا ستون فقرات کارزار نظامی آن بود. اکنون، در لحظه خطر شدید، واشنگتن تصمیم گرفته است که در کنار بایستد. تصمیمی که نه تنها انزواطلبی ترامپ، بلکه بخاطر منطق راهبردی جنگ گسترده تر آمریکا و ایران شکل گرفته است، که خواستار تمرکز بر هرمز و عملیات مستقیم علیه تهران است.

خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، در این هفته هشدار داد که اگر جنگ به خاک عربستان گسترش یابد، پیمان دفاعی مشترک بین پاکستان، عربستان و ترکیه قطعاً فعال خواهد شد. اما، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، بجای آماده شدن برای مداخله، ترجیح داد با وزیر خارجه ایران گفتگو کند. محاسبات اسلام آباد روشن است؛ پاکستان ترجیح می دهد بین عربستان سعودی و ایران، نقش میانجی را ایفا کند، نه نقش متخاصم را.

اگر عربستان سعودی تصمیم به تشدید درگیری ها بگیرد، ممکن است مجبور شود به تنهایی در برابر حریفی بایستد که در سال ۲۰۱۵ حتی با حمایت آمریکا موفق به شکست آن نشده بود؛ آن هم در شرایطی که اکنون در محیطی با موقعیت راهبردی بسیار نامساعد تر عمل می کند.

۵ –  نادیده گرفتن راه سوم: دیپلماسی آرام چین و «نظم نوین دریای سرخ»

ورای رویارویی نظامی میان عربستان و حوثی ها، پویایی خاصی که کمتر مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته، در حال تغییر بی سروصدای موازنه قدرت در دریای سرخ است. چین برای تضمین عبور ایمن نفت کش های خود، کانال ارتباطی مستقیمی با حوثی ها برقرار کرده است.

بر اساس تحقیقات رویترز در ژوئیه ۲۰۲۶، پکن بلافاصله پس از اعلام محاصره بنادر عربستان از سوی انصارالله، به سرعت وارد عمل شد و از نخستین کشورهایی بود که مستقیماً با آن ها تماس گرفت. مقامات چینی وضعیت کشتی ها را به صورت موردی با حوثی ها هماهنگ میکردند تا اطمینان حاصل شود نفت خام عربستان که در بندر «ینبع» بارگیری شده، می تواند در مسیر خود به سوی چین از تنگۀ باب المندب عبور کند.

پیامدهای راهبردی این سازوکار تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. این وضعیت بدین معناست که حتی در بحبوحه تبادل آتش میان حوثی ها و عربستان، دومین اقتصاد بزرگ جهان همچنان می تواند زنجیرۀ تامین انرژی خود را از میان شکاف های این مناقشه حفظ کند. حوثی ها از طریق ایمیل به شرکت های کشتیرانی بین المللی  هشدار داده بودند که کشتی های طرفِ معامله با بنادر عربستان ممکن است هدف قرار گیرند، اما کشتی های چینی از این قاعده مستثنی شدند.

این امر واقعیتی ناخوشایند را برای ریاض آشکار می سازد: عربستان برای تامین امنیت خود به ایالات متحده وابسته است، اما برای صادرات نفت، به طور فزاینده ای به «بیمه دیپلماتیک» چین برای در تعامل با حوثی ها تکیه دارد. در حالی که ترامپ از مداخلۀ نظامی مستقیم خودداری می کرد، پکن با روشی متفاوت در پی باز نگهداشتن کریدور دریای سرخ برای اقتصاد خود بود؛ روشی که نه هزینۀ نظامی بر عربستان تحمیل می کند و نه تضمین امنیتی برای آن به همراه دارد. برای پادشاهی سعودی، این بدان معناست که شریان حیاتی صادرات نفتش تحت ترتیبی خارجی قرار گرفته است که کنترلی بر آن ندارد و شاید حتی درک کاملی از آن نداشته باشد.

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در جریان اجلاس بریکس اظهار داشت که ایران با عربستان در جنگ نیست  و حوثی ها «مسائل خاص خود را دارند»؛ سخنانی که این پیام را تقویت می کند که تهران ضمن حفظ استقلال راهبردی برای جریان انصارالله، از تعامل مستقیم پکن با انصارالله نیز منافع غیرمستقیمی کسب می کند. زمانی که ناوهای هواپیمابر واشنگتن و جنگنده های سعودی نمی توانند عبور از تنگۀ باب المندب را تضمین کنند، عاملی که در عمل باعث عبور نفتکش ها از این منطقه می شود، شاید ایمیلی از سوی پکن باشد. این شاید طنزآمیزترین جا به جایی قدرت در این مناقشه باشد.

***

این پنج مؤلفه همگی به این نتیجه ختم می شوند که تشدید تنش میان عربستان سعودی و انصار الله، ناشی از فروپاشی سازوکارهای غیررسمی ای است که تضاد های منطقه را مهار می کردند.

این منطقه خاکستری (وضعیت بینابینی) دیگر وجود ندارد. زیرا هرگز نهادینه نشده بود. خط لوله، آسیب پذیری خود را نشان داد، چرا که به نحوی طراحی شده بود که با حل یک مشکل موجب بروز مشکل دیگری شده بود. نقش فرماندهی ایران نشان داد که «جنگ نیابتی» به شکلی مستقیم تر و خطرناک تری تکامل یافته است. تهران اکنون این توانایی را دارد که اقتصاد جهانی را همزمان از دوسو تحت فشار شدید قرار دهد. رویگردانی واشنگتن، محدودیت های تضمین امنیتی ای را برملا کرد که ماهیتی صرفاً معامله گرایانه داشت. و دیپلماسی آرام چین نشان داد که قدرتی نوپدید، بی آنکه حتی یک گلوله شلیک کند، در حال تکوین بی سرو صدا و تدریجی قواعد کشتیرانی در دریای سرخ است.

آنچه پدیدار شده، تصویری از منطقه است که در آن تمام ارکان سنتی ثبات، یا فرسوده شده اند و یا کارکردشان دچار دگرگونی شده است. ایالات متحده همچنان از نظر نظامی مسلط است، اما از نظر سیاسی خود را از درگیری رها کرده است. عربستان سعودی ثروت نفتی خود را حفظ کرده، اما توهم استقلال راهبردی اش را از دست داده است. ایران به بزرگترین اهرم فشار خود در دهه های اخیر دست یافته است. اما همچنان از نظر اقتصادی در تنگنا است. چین بدون پذیرش مسئولیت، به نفوذ خود افزوده است. و حوثی ها – بازیگری غیر دولتی که اکثر دولت ها همچنان از به رسمیت شناختن آن سر باز می زنند –  عملاً به دژبان و متولی حاکم بر یکی از حیاتی ترین کریدورهای تجاری جهان تبدیل شده اند.

سرخط خبرها این است که عربستان سعودی و انصارالله درحال جنگ هستند: اما شاید مهم تر این است که دیگر کسی  قواعد کهنه را در غرب آسیا اجرا نمی کند. آن توازن شکننده نه به این دلیل که کسی توافقی را نقض کرده، بلکه به این خاطر فروپاشید که دیگر کسی برای پاسداری از آن باقی نمانده بود. خط لوله نه به دلیل ضعف در دفاع، بلکه به این دلیل ناکارآمد شد که تحولات، بر منطق راهبردی آن مسلط شده است. دریای سرخ هنوز باز است نه به دلیل تضمین امنیتی، بلکه به این دلیل که شماری از مقامات چینی، ایمیل های مناسبی را برای فرماندهان حوثی ها ارسال کردند.

مرحله بعدی این مناقشه را کسانی تعیین خواهند کرد که زودتر دریابند «جبهه های نادیده گرفته شده» – از جمله آتش بس های نانوشته، خطوط لوله بدون محافظ، تماسهای تلفنی بی پاسخ و ایمیل های رسانه ای نشده – در واقع همان عواملی هستند که بیشترین اهمیت را دارند.

منبع: نیو ایسترن آوتلوک، ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶

 https://journal-neo.su/2026/09/20/five-things-the-headlines-might-have-missed-about-the-saudi-houthi-escalation/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *