
کمیتهٔ خارج از کشور «جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران» ــ
در این لحظهٔ حساس ــــ که ایالات متحده و اسرائیل در حال پیشبرد جنگی ویرانگر علیه ایران هستند ــــ مسئولیت جنبش ضدجنگ، بهویژه در مرکز امپریالیسم آمریکا، کاملاً روشن است: مخالفت بیابهام با این جنگ، و رد تبلیغاتی که برای توجیه آن بهکار گرفته میشود.
حملهٔ کنونی به ایران رویدادی مجزا نیست. این ادامهٔ کارزاری چنددههای از تجاوز است که با هدف سرنگونی یک دولت مستقل دنبال شده است. عنصر محوری این کارزار، تلاش مستمر برای زیر سؤال بردن مشروعیت جمهوری اسلامی ایران از طریق روایتهایی مبتنی بر نقض «حقوق بشر» و «دموکراسی» بوده است ــــ چارچوبهایی که بارها برای توجیه مداخله، تحریم و جنگ بهکار گرفته شدهاند.
با این حال، امروز همین روایت از درون خود جنبش ضدجنگ نیز تکرار میشود.
در تجمع ۲۸ فوریه در میدان تایمز نیویورک، درست در همان روزی که ایالات متحده جنگ را آغاز کرد، جمال عبدی، رئیس «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (NIAC)، بهعنوان سخنران اصلی، و از برگزارکنندگان عمدهٔ تجمعات گسترده در آمریکا، بهطور رسمی با بمباران ایران از سوی آمریکا مخالفت کرد. اما او همزمان دولت ایران را «سرکوبگر»، «اقتدارگرا»، و «نخبگانی که از تحریمها سود میبرند» خواند و خواستار جایگزینی آن ــــ تغییر رژیم ــــ تحت پرچم «دموکراسی» شد. این تناقض تصادفی و کم آهمیت نیست، بلکه از نظر سیاسی پیامدهای مهمی دارد.
باید بهروشنی بپرسیم: مخالفت با جنگ در حالی که همان چارچوب ایدئولوژیکیِ توجیهکنندهٔ آن تأیید میشود، چه معنایی دارد؟
چنین موضعی امپریالیسم را به چالش نمیکشد ــــ بلکه آن را تقویت میکند. این موضع، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، با راهبرد دیرینهٔ آمریکا برای تغییر رژیم که تحت عنوان «اصلاحات دموکراتیک» دنبال شده، همسو است.
نقش و جهتگیری سیاسی «نایاک»
«نایاک» خود را نمایندهٔ ایرانیان آمریکایی معرفی میکند و در نهادهای سیاسی آمریکا به لابیگری میپردازد. هرچند چنین فعالیتی ممکن است مشروع به نظر برسد، اما مواضع سیاسی آن همسویی عمیقتری با اهداف راهبردی ایالات متحده را آشکار میکند.
بهعنوان بزرگترین، دارای قابلتوجهترین منابع مالی، و پرارجاعترین سازمان ایرانی ـ آمریکایی در رسانههای ایالات متحده، «نایاک» بهطور علنی از «تحریمهای هدفمند» علیه ایران حمایت کرده است، از جمله نقش آن در پیشبرد قانون سال ۲۰۱۰ با عنوان «همبستگی با مردم ایران». این اقدامات ــــ هرچند بهعنوان اقدامات گزینشی معرفی میشوند ــــ بهطور مستقیم توانایی دولت ایران برای ارائهٔ خدمات اساسی را تضعیف میکنند و بر حوزههایی چون بهداشت، آموزش، زیرساختها و شرایط اولیهٔ زندگی تأثیر میگذارند.
در عین حال، «نایاک» بهطور مستمر از بهرسمیت شناختن دستاوردهای مستند اجتماعی و توسعهای ایران خودداری کرده است، از جمله پیشرفتها در بهداشت عمومی، سوادآموزی، مشارکت زنان در علم و پزشکی، و خوداتکایی فناورانه در شرایط فشار شدید خارجی.
این روایت گزینشی بیطرف نیست. بلکه بازتابدهندهٔ جهتگیری سیاسیای است که با گفتمان سیاست خارجی آمریکا همخوانی دارد.
علاوه بر این، ارتباطات مالی نایاک با نهادهایی مانند بنیاد فورد و سازمانهای مرتبط با شبکهٔ «جامعهٔ باز» جورج سوروس، پرسشهای جدی دربارهٔ نقش آن در چارچوبهای گستردهتر «قدرت نرم» آمریکا مطرح میکند ــــ تلاشهایی که بهطور تاریخی با هدف شکلدهی به نتایج سیاسی در کشورهای هدف دنبال شدهاند.
در حالی که «نایاک» ادعا میکند تغییر در ایران باید از درون صورت گیرد، همزمان از ابتکارات مورد حمایت آمریکا برای تأثیرگذاری بر پویاییهای داخلی حمایت میکند، از جمله ترویج نفوذ رسانههای خارجی و زیرساختهای دیجیتال طراحیشده برای انتشار روایتهای آمریکایی.
وارد کردن این روایتها به درون جنبش ضدجنگ پیامدهای جدی دارد. این امر موجب سردرگمی در میان فعالان جدید میشود، شفافیت مواضع ضدامپریالیستی را تضعیف میکند، و در نهایت توان جنبش برای مخالفت مؤثر با جنگ را کاهش میدهد. جنبشی که همزمان با تجاوز نظامی مخالفت کند اما توجیه ایدئولوژیک آن را مشروعیت ببخشد، دچار تناقض درونی شده و از نظر سیاسی ناکارآمد میگردد.
طومار حمایت از ایران را امضاء کنید
موضع روشن در همبستگی با ایران
هیچ جنبش ضدجنگ واقعی نمیتواند در حالی که روایتهای همان نیروهایی را بازتولید میکند که قصد مقابله با آنها را دارد، پایدار بماند.
در زمانی که ایران تحت حملهٔ مستقیم نظامی قرار دارد، وظیفهٔ نیروهای ضدامپریالیست روشن است:
• دفاع از حاکمیت و حق تعیین سرنوشت ایران
• مخالفت با همهٔ اشکال تجاوز آمریکا و اسرائیل ــــ نظامی، اقتصادی و ایدئولوژیک
• رد تبلیغاتی که میکوشد مداخله را تحت عناوین بشردوستانه توجیه کند
همبستگی مستلزم توافق با همهٔ جنبههای یک دولت نیست. بلکه مستلزم اتخاذ موضعی اصولی در برابر سلطهٔ امپریالیستی و عملیات تغییر رژیم است. این اصل، راهنمای جنبشهای همبستگی با کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه و دیگر کشورهایی بوده است که هدف مداخلات آمریکا قرار گرفتهاند. همین معیار باید در مورد ایران نیز اعمال شود.
جنبش ضدجنگ باید بر شفافیت و اصول استوار بماند. مخالفت با جنگ کافی نیست. ما باید با روایتهایی که آن را تداوم میبخشند نیز مقابله کنیم. تزریق تبلیغات آمریکا به فضاهای مقاومت، همبستگی را تضعیف میکند، درک سیاسی را مخدوش میسازد، و در نهایت در خدمت همان نظام سلطهای قرار میگیرد که در پی مقابله با آن هستیم.
ــــ در برابر جنگ بایستید.
ــــ
در برابر امپریالیسم بایستید.
ــــ در همبستگی با ایران بایستید.
کمیتهٔ خارج از کشور «جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران»
۲۲ مارس ۲۰۲۶ (۲ فروردین ۱۴۰۵)
طومار حمایت از ایران را امضاء کنید